ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

234

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) پيش خود فراخواند و على ( ع ) را در نظر عبّاس منزلتى خاص بود كه هيچ كس به آن پايه نمىرسيد . عبّاس به على ( ع ) گفت : اى برادرزاده تصميمى گرفته‌ام كه دوست ندارم پيش از مشورت با تو بدان دست يازم . على ( ع ) گفت : چه تصميمى ؟ گفت : مىخواهم همگى نزد پيامبر ( ص ) برويم و از ايشان بپرسيم كه پس از اين امارت با كيست ؟ اگر در ما باشد تا آخرين تنى كه از ما زنده باشد آن را به كسى تسليم نمىداريم و اگر هم خلافت از ديگران باشد هرگز آن را مطالبه نخواهيم كرد . على ( ع ) گفت : اى عمو مگر اين كار براى كس ديگرى جز از تو خواهد بود ؟ مگر كسى بر اين با شما ستيز خواهد كرد ؟ گويد : پراكنده شدند و به حضور پيامبر ( ص ) نرفتند . محمد بن عمر [ واقدى ] از هشام بن سعد ، از زيد بن اسلم نقل مىكند كه مىگفته است * عبّاس در بيمارى ارتحال رسول خدا ( ص ) به حضور پيامبر ( ص ) آمد . على ( ع ) پرسيد : چه مىخواهى ؟ گفت : قصد دارم از رسول خدا ( ص ) بخواهم كه خليفه‌يى از ما منصوب فرمايد . على ( ع ) گفت : چنين مكن . عبّاس گفت : چرا ؟ گفت : ترس آن دارم كه بگويد نه و آن گاه چنانچه از مردم بخواهيم ما را به خلافت برگزينند خواهند گفت مگر پيامبر ( ص ) از اين كار خوددارى نفرمود ؟ [ 1 ] محمد بن عمر [ واقدى ] از محمد بن عبد اللّه برادرزادهء زهرىّ نقل مىكند كه مىگفته است شنيدم عبد اللّه بن حسن براى عمويم زهرى از قول فاطمه دختر امام حسين ( ع ) نقل مىكرد كه مىگفته * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، عبّاس گفت : اى على برخيز تا من و حاضران با تو بيعت كنيم و اين امر را كسى رد نمىكند ، تا كار بر دست خودمان باشد . على ( ع ) گفت : مگر كسى جز از ما در آن طمع دارد ؟ عباس گفت : به خدا سوگند مىپندارم چنين باشد . و چون با ابو بكر بيعت شد و مردم ( از سقيفه ) به مسجد بازگرديدند و على ( ع ) صداى تكبير را شنيد پرسيد : چيست ؟ عبّاس گفت : همان كه تو را به آن دعوت كردم و نپذيرفتى . على ( ع ) گفت : مگر ممكن است چنين باشد ؟ عبّاس گفت : اين كارى است كه كسى هرگز آن را رد نمىكند . عمر مىگفته است هنگام مرگ رسول خدا ( ص ) ابو بكر بيرون آمد و على و عبّاس و زبير آن جا ماندند و در همين هنگام بود كه عباس آن سخن را گفت .

--> [ 1 ] . از لحاظ ما شيعيان اين گونه روايات مقبول نيست ، حضرت على ( ع ) چنان بزرگوارى است كه بنا به نقل خود اهل سنت پس از كشته شدن عثمان نيز از پذيرفتن استدعاى مردم خوددارى مىفرمود ، ر ك : طبرى ، ترجمهء بلعمى ، نسخهء عكسى بنياد فرهنگ ، ص 144 و ابن اثير ، كامل التواريخ ، ج 2 ، چاپ بيروت ، ص 190 ، و بسيارى از كتب ديگر . - م .