ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
220
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) برترين دوست برسان . و آن لحظاتى پيش از مرگ آن حضرت بود و به من تكيه داده بود . معن بن عيسى از مالك بن انس نقل مىكند كه گفت عايشه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مىفرمود : هيچ پيامبرى قبض روح نمىشود تا آنكه او را مخيّر مىسازند . عايشه گويد : و چون از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىگفت خدايا برترين دوست را مىخواهم ، دانستم كه رفتنى است . يعلى و محمد پسران عبيد ، از اسماعيل بن ابو خالد ، از ابو بردة بن ابو موسى نقل مىكردند كه مىگفته است * عايشه پيامبر ( ص ) را به سينهء خود تكيه داده بود و از بهر بهبود او دعا مىكرد . چشم گشوده فرمود : نه ، بلكه من از خداوند متعال همصحبتى با دوست گرانقدر و برترين را همراه جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل مسألت مىدارم . انس بن عياض ليثىّ و صفوان بن عيسى زهرىّ و محمد بن اسماعيل بن ابو فديك مدنىّ از انيس بن ابو يحيى ، از پدرش ، از ابو سعيد خدرىّ نقل مىكنند كه مىگفته است * در مسجد نشسته بوديم و رسول خدا ( ص ) در بيمارى ارتحال خود بيرون آمد و به سوى منبر رفت . و دستارى كهنه بر سر پيچيده بود . و چون بر منبر نشست فرمود : سوگند به كسى كه جانم به دست اوست هم اكنون كنار حوض [ كوثر ] ايستاده بودم و ديدم بر مردى دنيا و آخرت عرضه شد و او آخرت را برگزيد . گويد : هيچ كس معنى اين گفتار را نفهميد مگر ابو بكر . و او گريسته گفت : اى رسول خدا ، ما پدران و فرزندان و جان و اموال خود را فداى شما مىكنيم . گويد : از منبر به زير آمد و ديگر هيچ گاه آن حضرت بر منبر نايستاد . [ 1 ] بخش كردن پيامبر ( ص ) وقت خود را ميان همسرانش در بيمارى انس بن عياض ليثىّ از قول جعفر بن محمد ( ع ) ، از پدرش نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) را در بيمارى ايشان درون جامهاى ( تشك يا لحاف ) به خانههاى همسرانش مىبردند و در همان حال بيمارى ، وقت خود را ميان آنها بخش مىكرد . اسماعيل بن ابراهيم اسدى از ايّوب ، از ابو قلابه نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) وقت
--> [ 1 ] . در صفحات آينده ملاحظه خواهيد كرد كه روايات مربوط به رحلت پيامبر ( ص ) در كنار عايشه مورد اختلاف و ترديد است . - م .