ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

212

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) چون ابو بكر در جاى پيامبر ( ص ) ايستاد ، سخت گريست و آنان كه پشت سر او بودند از احساس فقدان پيامبر ( ص ) سخت گريستند . و چون وقت نماز بود ، مؤذن آمد و گفت : پيامبر ( ص ) را بگوييد تا امر دهند كس ديگرى با مردم نماز بگزارد كه ابو بكر از گريه بى تاب شده است و مردم پشت سر اويند . حفصه همسر پيامبر ( ص ) گفت : عمر را بگوييد تا با مردم نماز بگزارد ، تا خداوند پيامبر خود را شفا دهد . گويد ، عمر رفت تا با مردم نماز گزارد و چون تكبيرة الاحرام گفت و پيامبر ( ص ) آواز او را شنيد فرمود : اين كيست كه آواز تكبيرة الاحرام او را مىشنوم ؟ همسرانش گفتند : عمر است . و خبر آمدن مؤذن و گريستن ابو بكر را به عرض رسانده گفتند : حفصه چنين گفت . پيامبر ( ص ) فرمود : شما همچون زنان اطراف يوسف هستيد ، ابو بكر را بگوييد تا با مردم نماز بگزارد . گويد ، اگر پيامبر ( ص ) او را بدين كار نمىگماشت مردم اطاعت نمىكردند . خلف بن وليد از يحيى بن زكريّاء بن ابو زائدة ، از پدرش ، از ابو اسحاق ، از ارقم بن شرحبيل ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) بيمار شد ، يعنى بيمارى پيش از رحلت آن حضرت ، نخست ابو بكر را فرمود تا با مردم نماز بگزارد ، پس آن گاه در خود احساس آرامش و سبكى فرمود و بيرون آمد و ابو بكر خواست كنار رود . پيامبر ( ص ) به ايماء فرمود كه بر جاى خود باشد و پيامبر ( ص ) بر جانب چپ ابو بكر نشست و از همان آيه كه ابو بكر رسيده بود شروع به خواندن فرمود . موسى بن اسماعيل از جرير بن حازم ، از حسن نقل مىكند كه مىگفته است * چون رسول خدا ( ص ) بيمار شد ، يعنى بيماريى كه در پى آن رحلت فرمود ، مؤذن آمد و اذان گفت . و پيامبر ( ص ) همسران خود را فرمود ابو بكر را گوييد تا با مردم نماز گزارد و شما همچون زنان اطراف يوسف‌ايد . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد الرحمن بن عبد العزيز ، و عبد العزيز بن محمد از عمارة بن غزيّه ، از محمد بن ابراهيم نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در بيمارى خود ابو بكر را فرمود تا با مردم نماز بگزارد ، پس آن گاه پيامبر ( ص ) در خود احساس بهبودى كرده بيرون آمد و به همان حال كه ابو بكر به نماز بود پيش آمد و ابو بكر متوجه نشد تا هنگامى كه پيامبر ( ص ) دست بر شانه‌اش نهاد . ابو بكر اندكى عقب آمد و پيامبر ( ص ) در جانب راست او نشست و به نماز او اقتداء فرمود و چون نماز به پايان آمد ، بازگرديد و فرمود : هرگز پيامبرى قبض روح نمىشود ، تا آنكه مردى از امتش در نماز بر او امامت كند .