ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

202

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) * پيامبر ( ص ) در نماز گزاردن و روزه داشتن سختكوش بود و چون به نزد اصحاب مىآمد همچون مشك خالى و خشكيده مىنمود . يزيد بن هارون در روايت خود افزوده است كه ولى از همه مردم سالم‌تر بود . هاشم بن قاسم از ابو معاويه شيبان ، از عاصم ، از مصعب بن سعد ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * از رسول خدا ( ص ) پرسيدم : از مردم كدام گروه بلاكش‌تراند ؟ فرمود : پيامبران ، و سپس طبقات ديگر به ترتيب درجات ، و هر كس به اندازهء دين او ، هر چه دين او استوارتر گرفتارى او سخت‌تر ، و هر چه دين او ضعيف‌تر گرفتارى او كمتر ، اى بس بلا بر بنده چندان نازل شود كه او را از گناه پاك سازد و در زمين راه رود و گناهى بر او نباشد . عبد الوهّاب از هشام دستوائىّ ، از عاصم بن بهدلة ، از مصعب بن سعد نقل مىكند كه مىگفته است * سعد بن مالك گفت : اى رسول خدا ، از مردم كدام طبقه گرفتاراند ؟ و مانند حديث گذشته پاسخ فرمود . فضل بن دكين از اسماعيل بن مسلم عبدىّ ، از ابو المتوكّل نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) بيمار آمد و حال آن حضرت سخت گرديد ، و امّ سلمه صيحه بزد . پيامبر ( ص ) فرمود : آرام بمان كه جز از كافران ، هيچ تنى صيحه نمىزند . يزيد بن هارون از اسماعيل بن عيّاش ، از اسحاق بن عبد اللّه بن ابو فروه ، از قول مردى ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * همواره بر سختى مرگ مؤمنان غبطه مىخورم از پس آنكه سختى مرگ را بر رسول خدا ( ص ) ديدم . تعويذى كه پيامبر ( ص ) مىفرمود و تعويذى كه جبرئيل بر ايشان مىگفت ابو معاويه ضرير از اعمش ، از مسلم ، از مسروق ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) اين كلمات را از بهر تعويذ مىگفت : « اى پروردگار مردم ، سختى را از ميان ببر ، شفا عنايت كن كه تويى شفا دهنده ، و جز از شفاى تو شفايى نيست ، شفايى كه هيچ درد و بيمارى را باقى نمىگذارد » . عايشه گويد : چون در بيمارى مرگ ، حال پيامبر ( ص ) سخت شد ، دست او را گرفته بر چهرهء او مىكشيدم و همين كلمات را مىگفتم . پيامبر ( ص ) دست خود را از دستم بيرون كشيده گفت : پروردگارا مرا بيامرز و به دوست ملحق فرماى . و اين