ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
181
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) خدا ( ص ) عبد اللّه بن حذافة را بر مركب خود پيش مردم فرستاد و از روزه گرفتن ايام تشويق [ 1 ] نهى فرمود و گفت : اين روزها هنگام خوردن و آشاميدن و ياد خدا كردن است . معن در دنبالهء حديث خود گويد اين شد كه مسلمانان از روزه داشتن در آن روزها خوددارى كردند . عبيد اللّه بن موسى عيسى از اسرائيل ، از جابر ، از محمد بن علىّ ، از بديل بن ورقاء نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در روزهاى تشريق مرا فرمود تا ندا دهم كه اين روزها هنگام خوردن و آشاميدن است و نبايد كسى روزه بگيرد . اسماعيل بن ابراهيم اسدى از محمد بن اسحاق ، از حكيم بن حكيم ، از مسعود بن حكم زرقى ، از قول مادرش نقل مىكند كه مىگفته است * گويى هم اكنون مىبينم كه علىّ ( ع ) سوار بر استر سپيد پيامبر ( ص ) در منى كنار درهيى كه انصار بودند ايستاده است و مىگويد : اى مردم اين روزها هنگام روزه نيست ، همانا هنگام خوردن و آشاميدن و ياد كردن از خدا است . اسماعيل بن ابراهيم اسدى از ابن جريج ، از عطاء ، از جابر بن عبد اللّه نقل مىكند كه مىگفته است * ما اصحاب پيامبر ( ص ) فقط به قصد و نيّت حج محرم شده لبّيك گفته بوديم . روز چهارم ذى حجّه كه به مكّه در رسيديم پيامبر ( ص ) دستور فرمود اعمال خود را به حساب عمره بگذاريم و از احرام به در آييم . برخى از ما گفته بودند كه فاصلهء امروز تا روز عرفه پنج روز بيش نيست ، چگونه پيامبر ( ص ) دستور مىدهد كه از احرام به در آييم و به منى برويم در حالى كه با زنها آميخته باشيم ؟ پيامبر ( ص ) چون اين سخن بشنيد برخاست و از بهر ما خطبه خواند و ضمن آن فرمود : سخنى كه گفته بوديد به من رسيد . من متّقىترين و بهترين شمايم و اگر قربانى همراه من نبود من نيز از احرام به در مىآمدم و اگر اين موضوع را پيش بينى مىكردم با خود از مدينه قربانى نمىآوردم . گويد ، در اين هنگام على ( ع ) از يمن رسيد . پيامبر ( ص ) فرمود : چگونه و با چه نيتى محرم شدى ؟ گفت : گفتم خدايا محرم مىشوم به همان نيّت كه رسول تو محرم شده است . پيامبر ( ص ) فرمود : همچنان محرم بمان و هدى قربانى كن . گويد ، سراقه به پيامبر ( ص ) گفت : آيا اين عمره از براى حجّ امسال است يا هميشگى خواهد بود ؟ فرمود : براى ابد . اسماعيل ( راوى ) چنين گفت يا چيزى قريب به آن .
--> [ 1 ] . از دهم تا سيزدهم ذى حجّة . - م .