ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
170
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) هشيم بن بشير از حميد طويل ، از بكر بن عبد اللّه مزنى نقل مىكند كه مىگفته است از انس بن مالك شنيدم كه مىگفت * پيامبر ( ص ) به نيت حجّ و عمره لبيّك گفت . گويد : اين مطلب را براى ابن عمر گفتم و او گفت : پيامبر ( ص ) فقط به نيت حجّ لبّيك گفت و محرم شد . سپس انس بن مالك را ديدم و گفتم : ابن عمر چنين مىگويد . انس گفت : گويى اينان ما را كودك مىپندارند ، چنين نيست و من خود شنيدم كه پيامبر ( ص ) از براى عمره و حجّ لبّيك گفت و محرم شد . عبد الوهّاب بن عطاء از محمد بن عمرو ، از يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * با پيامبر ( ص ) از بهر حجّ بيرون آمديم و نيّت افراد سه گونه بود ، برخى از ما نيّت عمره و حجّ داشتند و برخى نيت حجّ و برخى نيّت عمره . آنان كه نيّت حجّ و عمره داشتند تا هنگامى كه تمام مناسك را انجام ندادند ، از احرام به در نيامدند و آنان نيز كه براى حجّ محرم شده بودند ، همچنين بودند ، ولى آنان كه از بهر عمره محرم شده بودند ، پس از طواف و سعى از احرام به در آمدند و منتظر در رسيدن هنگام حجّ شدند . عبد الوهّاب بن عطاء از سعيد بن ابو عروبه ، از قتادة ، از انس نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) هنگام محرم شدن تصريح فرمود كه به هر دو با هم محرم مىشود . عبد الوهّاب از حميد ، از انس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) از بهر عمره و حجّ لبّيك گفت . عفّان بن مسلم از وهيب ، از ايّوب ، از ابو قلابة ، از انس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) نماز ظهر را در مدينه چهار ركعتى گزارد و چون به ذو الحليفه رسيديم نماز عصر را دو ركعتى گزارد و شب را نيز در ذو الحليفه به صبح آورد و صبح چون شترش حركت كرد تكبير و تسبيح گفت ، و چون به بيداء در آمد لبّيك گفت و محرم شد . گويد ، چون به مكّه رسيديم مسلمانان را فرمود تا از احرام بيرون آمدند و به روز ترويه به نيّت حجّ محرم شدند و پيامبر ( ص ) به حالت ايستاده هفت شتر از شتران قربانى را به دست خود نحر كرد و دو گوسپند نر شاخدار را كه پوست آنها سياه و سپيد بود قربانى فرمود . عفّان از وهيب ، از ايّوب ، از سدوسى نقل مىكند كه مىگفته است از ابن عبّاس شنيدم كه مىگفت * پيامبر ( ص ) و يارانش صبح روز چهارم به مكه در آمدند و آنان را كه نيّت به حجّ كرده بودند ، فرمود تا آن را تبديل به عمره كنند مگر آنان كه قربانى با خود آورده