ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

158

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) نادانى آسيب رسانيد » [ 1 ] . پيامبر ( ص ) بر ايشان قرآن خواند و عبّاد بن بشر را با ايشان فرستاد تا زكات آنان را بگيرد و از براى آنان قرآن بخواند و احكام اسلامى را بديشان بياموزد . او از اوامر پيامبر ( ص ) سر نپيچيد و حقى را ضايع نساخت و ده روز آن جا ماند و پس آن گاه خشنود به حضور رسول خدا بازگرديد . سريّة قطبة بن عامر بن حديدة به جانب خثعم پس آن گاه در ماه صفر از سال نهم هجرت پيامبر ( ص ) سريّة قطبة بن عامر بن حديده به جانب خثعم واقع شد و آنان در ناحيهء بيشه نزديك قربة در منطقهء تبالة مقام داشتند . گويند ، پيامبر ( ص ) قطبة بن عامر را با بيست تن به جانب خثعم به ناحيهء تباله گسيل فرمود و امر به حمله بر آنان داد . مسلمانان با ده شتر كه به نوبت سوار مىشدند ، بيرون آمدند ، و مردى را گرفتند و از او پرسيدند و او خود را لال وانمود و ناگاه به آواز بلند بانگ برداشت و كسانى را كه در مقامگاه بودند متوجه ساخت . پس او را گردن زدند و صبر كردند تا مردم خوابيدند و بر آنان حمله بردند و جنگى سخت درگرفت و از هر دو گروه ، عده‌يى زخمى شدند و قطبة بن عامر تنى چند را كشت و چند گوسپند و شتر و زن را كه گرفته بود با خود به سوى مدينه آورد . و آنان سر در پى او نهادند ولى سيلى خروشان سرازير شد و ميان آنان و قطبة بن عامر فاصله انداخت و نتوانستند بر او دست يابند . سهم هر يك از افراد اين سريّة چهار شتر شد و هر شتر را با ده گوسپند برابر نهادند ، و اين سهم پس از بيرون آوردن خمس بود . سريّة ضحّاك بن سفيان كلابى به جانب بنى كلاب پس آن گاه سريّة ضحّاك بن سفيان كلابى به جانب بنى كلاب در ماه ربيع الاول از سال نهم هجرت واقع شد . گويند ، پيامبر ( ص ) لشكرى را به قرطاء [ 2 ] گسيل داشت و ضحّاك بن سفيان بن عوف بن ابو بكر كلابى را بر آنان گماشت و اصيد ابن سلمة بن قرط نيز با او بود . آنان در

--> [ 1 ] . آيهء 6 از سورهء حجرات . - م . [ 2 ] . قرطاء ، نام طايفه‌يى است از بنى بكر ، ر ك : ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، مصر ، 1971 ، ص 282 . - م .