ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

159

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) منطقهء زجّ لاوه [ 1 ] با ايشان روباروى آمدند و جنگ درگرفت و مسلمانان آنان را به هزيمت راندند ، و نخست آنان را به اسلام دعوت كرده ولى نپذيرفته بودند . اصيد به پدرش سلمه رسيد و سلمه بر اسب نشسته كنار آبگيرى ايستاده بود . اصيد پدر را به اسلام خواند و او را امان داد ، ولى نپذيرفت و بر فرزند و دين او دشنام باريد . اصيد اسب پدر را پى كرد و چون اسب در افتاد ، سلمه بر نيزهء خود تكيه داد و خود را در آب انداخت و يكى از مسلمانان رسيد و او را كشت . و پسر ، پدر را نكشت . سريّة علقمة بن مجزّز مدلجى به حبشه پس آن گاه سريّة علقمة بن مجزّز مدلجى به حبشه در ماه ربيع الآخر از سال نهم هجرت پيامبر ( ص ) واقع شد . گويند ، به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه مردم جدّه گروهى از حبشيان را در اطراف بندر ديده‌اند . رسول خدا ( ص ) علقمة بن مجزّز را با سيصد تن به جانب آنان گسيل داشت و او خود را به جزيره‌يى در دريا رسانيد و حبشيان گريختند . چون علقمه باز گرديد ، گروهى از همراهانش شتاب داشتند كه زودتر به خانه‌هاى خود به مدينه بازگردند . عبد اللّه بن حذافة سهمى نيز شتاب داشت ، و علقمه او را به سرپرستى شتابندگان گماشت ، و او مردى شوخ طبع بود . ميان راه فرود آمدند و از براى گرم شدن و ساختن غذا آتشى افروختند و عبد اللّه بن حذافة گفت : شما بايد خود را در اين آتش افكنيد . برخى برخاسته ، آماده شدند و چنان مىنمود كه مىخواهند خود را در آتش افكنند . عبد اللّه گفت : بنشينيد كه با شما شوخى كردم . و چون اين قصّه را با رسول خدا ( ص ) گفتند فرمود : هر كس شما را به معصيت فرمان داد ، اطاعت مكنيد . سريّة على بن ابى طالب ( ع ) به جانب فلس بت طيّئ پس آن گاه سريّة على ( ع ) به جانب فلس كه بت قبيلهء طيّئ بود در ماه ربيع الآخر از سال نهم هجرت واقع شد . گويند ، پيامبر ( ص ) علىّ ( ع ) را با يكصد و پنجاه تن از انصار كه صد شتر و

--> [ 1 ] . زج لاوه ، جايى است در نجد . - م .