ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

156

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عمرو بن عاصم كلابى از ابو الأشهب ، از حسن نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مردم طائف را در ميانه گرفت و از فراز باروى آن به مردى تير انداختند كه كشته شد و عمر به نزد پيامبر ( ص ) آمده گفت : اى رسول خدا بر ثقيف نفرين كن . فرمود : خداوند فتح ثقيف را اجازه نفرموده است . عمر گفت : پس چگونه با چنين مردمى مىجنگيم ؟ فرمود : حركت كنيد ، حركت كنيد . قبيصة بن عقبه از سفيان ثورى ، از ثور بن يزيد ، از محول نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) چهل روز بر مردم طائف منجنيق نصب كرد . نصر بن باب از حجّاج بن ارطاة ، از حكم ، از مقسم ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * روز طائف پيامبر ( ص ) فرمود : هر كس از بردگان ايشان پيش ما بيايد آزاد است . و گروهى از بردگان آنان كه ابو بكره نيز از ايشان بود آمدند و پيامبر ( ص ) همه را آزاد فرمود . پس آن گاه پيامبر ( ص ) كارگزاران زكات را گسيل داشت . گويند ، پيامبر ( ص ) چون هلال ماه محرم از سال نهم هجرت را ديد كارگزاران زكات را به قبايل عرب گسيل فرمود تا زكات را جمع آورند . عيينة بن حصن را به جانب بنى تميم و بريدة بن حصيب را به اسلم و غفار روانه فرمود - و هم گفته‌اند كعب بن مالك را بدين كار گسيل داشت . و عبّاد بن بشر اشهلى را به سليم و مزينة گسيل داشت . و رافع بن مكيث را به جهينة و عمرو بن عاص را به بنى فزاره گسيل داشت . و ضحّاك بن سفيان كلابى را به بنى كلاب گسيل داشت . و بسر بن سفيان كعبى را به بنى كعب گسيل داشت . و ابن لتبيّة ازدى را به بنى ذبيان گسيل داشت . و مردى از سعد هذيم را بدان قبيله گسيل داشت . و پيامبر ( ص ) كارگزاران زكات را فرمود تا نسبت به پرداخت كنندگان زكات با ديدهء عفو و اغماض برخورد كنند و اموال گزيدهء آنان را به خودشان واگذارند . [ 1 ] سريّة عيينة بن حصن فزارى به جانب بنى تميم پس آن گاه سريّة عيينة بن حص فزارى به جانب بنى تميم در ماه محرم از سال نهم هجرت

--> [ 1 ] . موضوع اعزام كارگزاران زكات در مغازى ، چاپ مارسدون جونس ، صفحات 980 - 973 به تفصيل آمده است . - م .