ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
149
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) پاشيده فرمود : سوگند به خداى كعبه كه رفتنى هستيد . و خداوند بيم در دل ايشان افكند و چنان گريختند كه هيچ كس به كسى متوجه نبود . پيامبر ( ص ) فرمود : هر كه را بر او دست يابند بكشند و مسلمانان حمله بردند و حتى زنان و كودكان را نيز كشتند . خبر به پيامبر ( ص ) رسيد و آنان را از كشتن زنان و كودكان نهى فرمود . و عمامههاى فرشتگان در غزو حنين سرخ رنگ بود و شكر آويز آن را ميان دو كتف خود آويخته بودند . و پيامبر ( ص ) فرمود : هر كه او مشركى را كشته باشد و دليل داشته باشد ، جامه و سلاح مقتول از او خواهد بود . و پيامبر ( ص ) امر به تعقيب دشمن داد . برخى از آنان به طائف گريختند و برخى به نخله و گروهى به اوطاس . پيامبر ( ص ) براى ابو عامر اشعرى نيز لوائى بست و او را به تعقيب ايشان گسيل داشت . و سلمة بن اكوع نيز با او بود . و چون ابو عامر به مقامگاه دشمن رسيد آمادهء دفاع بودند . ابو عامر نه تن از آنان را در جنگ تن به تن از پاى درآورد . و نفر دهم كه عمامهء زردى بسته بود به ابو عامر حمله كرد و او را به قتل آورد . ابو عامر ، ابو موسى اشعرى را به نيابت خود گزيده بود و او جنگ را ادامه داد و خداوند از براى او فتح آورد و او توانست قاتل ابو عامر را بكشد . پيامبر ( ص ) گفت : خدايا ابو عامر را بيامرز و او را از برتران امت من در بهشت قرار بده . از بهر ابو موسى نيز دعا فرمود . از مسلمانان ايمن بن عبيد بن زيد خزرجى پسر امّ ايمن و برادر مادرى اسامة ابن زيد هم به قتل آمد و سراقة بن حارث و رقيم بن ثعلبة بن زيد بن لوذان نيز كشته شدند . و از مشركان از بنى نصر بن معاويه كه از بنى رباب هستند گروهى انبوه كشته آمدند ، چنان كه عبد اللّه بن قيس با آنكه مسلمان بود گفت : بنى رباب نابود شدند . و پيامبر ( ص ) گفت : پروردگارا مصيبت بنى رباب را جبران فرماى . مالك بن عوف بر گردنهيى ايستاد تا يارانش جملگى از معركه بيرون شدند . پس آن گاه گريخت و در قصر بليّه حصارى شد ، و گفتهاند به حصن ثقيف پناهيد . به امر پيامبر ( ص ) غنايم و اسيران را گرد آورده ، جملگى را به جعرانه بردند و در آن جا نگه داشتند تا پيامبر ( ص ) از طائف بازگرديد . از براى اسيران سايبانهايى فراهم شد و آنان از آفتاب در امان بودند . شمار اسيران شش هزار تن بود و شمار شتران بيست و چهار هزار . و گوسپند و بز نيز بيش از چهل هزار بود . چهار هزار اوقيه نقره نيز بود . پيامبر ( ص ) مدتى از بخش كردن اسيران خوددارى فرمود تا شايد نمايندگان قبايل به آزاد كردن آنان بيايند و نخست اموال را بخش كرد و به كسانى كه مىخواست دلهاى آنان را با پرداخت مال