ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
138
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) عفّان بن مسلم و كثير بن هشام از حمّاد بن سلمه ، از ابو زبير ، از جابر نقل مىكنند كه * پيامبر ( ص ) روز فتح به مكه در آمد و عمامهء سياهى بر سر داشت . عبد اللّه بن زبير حميدى از سفيان بن عيينه ، از هشام ، از عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند كه * رسول خدا ( ص ) روز فتح از بالاى مكه به درون شهر آمد و از پايين آن بيرون رفت . سويد بن سعيد از حفص بن ميسره يعنى ابو عمر صنعانى ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند كه * رسول خدا ( ص ) در سال فتح از دروازهء كداء و بلنديهايى كه بالاى مكه است به مكه در آمد . اسماعيل بن عبد اللّه بن خالد سكّرى از يحيى بن سليم طائفى ، از اسماعيل ابن اميّة ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) همواره از دروازهء بالايى مكه به درون شهر مىآمد و از دروازهء پايين بيرون مىشد . ابو الوليد هشام طيالسى و شبابة بن سوّار و هاشم بن قاسم يا ابو قطن عمرو بن هيثم گويند ، شعبة از عمرو بن دينار ، از عبيد بن عمير نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) روز فتح مكه اصحاب خود را فرمود : امروز جنگ است ، روزهء خود را افطار كنيد . شبابه گويد ، شعبه مىگفت : عمرو بن دينار از عبيد بن عمير فقط سه حديث شنيده است . عبد الوهّاب بن عطاء عجلى از محمد بن عمرو ، از ابو سلمة و يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب نقل مىكند كه مىگفتهاند * روز فتح عبد اللّه بن امّ مكتوم پيشاپيش پيامبر ( ص ) ميان صفا و مروه حركت مىكرد و مىخواند : « چه جاى خوشى است مكه ، سرزمينى كه خاندان و دوستان من در آنند ، سرزمينى كه در آن بى راهنما حركت مىكنم ، و سرزمينى كه پايههاى من در آن استوار است . » [ 1 ] عفّان بن مسلم از حمّاد بن سلمة ، از علىّ بن زيد ، از سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) در روز فتح دستور كشتن ابن ابى سرح و فرتنا و ابن زبعرى و ابن خطل را داده
--> [ 1 ] . يا حبّذا مكّة من وادى * ارض بها اهلى و عوّادى ارض بها امشى بلا هادى * ارض بها ترسخ اوتادى اين روايت با موضوعى كه در آغاز فتح مكه نقل كرد كه عبد اللّه بن امّ مكتوم در مدينه مانده امور مسجد را اداره مىكرده است ، سازگار نيست . - م .