ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

133

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) و هر كه او دوست مىدارد روزه‌اش را بگيرد . و چون پيامبر ( ص ) به قديد رسيد رايات و لواءها را بست و به قبايل داد و شبانگاه به مرّ الظهران رسيد و ياران خود را فرموده ده هزار آتش برافروختند . و چون خبر حركت پيامبر ( ص ) به قريش نرسيده بود و آنان از بيم آن كه پيامبر به جنگ ايشان بيايد سخت در اندوه بودند ، ابو سفيان را به كسب خبر گسيل داشتند و او را گفتند : اگر محمد ( ص ) را ملاقات كردى از او براى ما امان بگير . ابو سفيان و حكيم بن حزام و بديل بن ورقاء از مكه بيرون آمدند و به ديدن لشكر سخت در هراس افتادند . و آن شب پيامبر ( ص ) عمر بن خطّاب را به سرپرستى نگهبانان و پاسداران گماشته بود . پس عبّاس بن عبد المطلّب صداى ابو سفيان را [ در تاريكى ] شنيده و شناخته گفت : ابو حنظلة ! تو هستى ؟ ابو سفيان گفت : جانم ! بگو چه خبر است ؟ عبّاس گفت : اين رسول خدا ( ص ) است با ده هزار مرد . مادر و خويشاوندانت بر تو بگريند ، مسلمان شو . عبّاس او و دو همراهش را پناه داده به حضور پيامبر ( ص ) آورد و آنان اسلام آوردند . [ 1 ] و پيامبر ( ص ) مقرر فرمود كه هر كس به خانهء ابو سفيان برود و هر كس در خانهء خود را ببندد در امان خواهد بود . و آن گاه رسول خدا ( ص ) با سپاه سبز [ 2 ] خود به مكه در آمد . و رسول خدا ( ص ) بر ناقهء خود قصوا سوار بود و ميان ابو بكر و اسيد بن حضير [ 3 ] راه مىسپرد . ابو سفيان را كنارى نگه داشتند و چون آن لشكر را ديد كه كس را تاب روبارويى با آن نبود به عبّاس گفت : اى ابو الفضل ، پادشاهى برادرزاده‌ات استوار و بزرگ شده است . عبّاس گفت : واى بر تو ، اين نه پادشاهى است ، نبوت است . گفت : آرى باشد . و رايت پيامبر ( ص ) در آن روز به دست سعد بن عباده بود و پيامبر ( ص ) چون شنيد كه او بر جاى قريش سخن تهديد آميزى گفته است رايت را از او گرفته به پسرش قيس بن سعد بن عباده داد . و پيامبر ( ص ) سعد بن عباده را فرمود تا از محلهء كداء ، و زبير را فرمود تا از محلهء كدّى ، و خالد بن وليد را فرمود تا از محلهء ليط به مكه در روند و خود از اذاخر [ 4 ] به مكه در آمد و از جنگ و درگيرى نهى فرمود و امر به قتل شش مرد و چهار زن داد و مردان ، عكرمة بن ابو جهل و هبّار بن اسود و عبد اللّه بن سعد بن

--> [ 1 ] . در چند سطر بعد ملاحظه مىكنيد كه مسلمانى ابو سفيان چگونه است كه كار رسول خدا را پادشاهى مىداند . - م . [ 2 ] . در متن كتيبة الخضراء آمده است كه اشاره است به صلح آميز بودن فتح مكه . - م . [ 3 ] . از بزرگان خزرجىها و انصار ، و سر سپردهء ابو بكر و عمر كه در به خلافت رساندن ابو بكر نقش عمده داشت ، ر ك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 1 ، ص 92 . - م . [ 4 ] . نام چهار ناحيه و يا چهار دروازهء مكّه است . براى هر چهار مورد به معجم البلدان مراجعه شود . - م .