ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
126
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كارزارى سخت برخاستند و همهء مسلمانان ، مگر يك تن ، به قتل آمدند و كعب بن عمير نيز مجروح شد و ميان كشتگان افتاد و چون شب فرا رسيد به زحمت به حضور پيامبر ( ص ) آمده خبر به دو برد و بر آن حضرت سخت گران آمد و خواست گروهى را گسيل فرمايد كه خبر رسيد آنان به جايى ديگر گريختهاند . پس دست از ايشان بداشت . سريّة مؤته [ 1 ] پس آن گاه سريّة مؤته در ماه جمادى الاولى از سال هشتم هجرت پيامبر ( ص ) واقع شد . و موته نزديك بلقاء است و بلقاء به نزديك دمشق است . گويند ، رسول خدا ( ص ) حارث بن عمير ازدى از بنى لهب را با نامهيى به نزديك فرماندار بصرى فرستاد و او چون به موته رسيد شرحبيل بن عمرو غسّانى او را بگرفت و بكشت . و حارث تنها فرستادهء رسول خدا ( ص ) است كه كشته آمده است و اين بر پيامبر ( ص ) سخت گران آمد و مردم را فراخواند و مردم به شتاب در جرف جمع شدند و شمارشان سه هزار تن بود . پيامبر ( ص ) فرمود : سردار شما زيد بن حارثه باشد و اگر او كشته شد جعفر بن ابى طالب سركرده خواهد بود و اگر او كشته شد عبد اللّه بن رواحه ، و اگر او نيز كشته شود مسلمانان از بهر خود سردارى معيّن كنند . و لوائى سپيد از براى آنان بست و آن را به زيد بن حارثه سپرده فرمود : به قتلگاه حارث بن عمير برويد و هر كه را در آن جاست به اسلام بخوانيد و اگر در نپذيرفتند ، با يارى از خداوند با آنان كارزار كنيد . و پيامبر ( ص ) براى بدرقهء آنان تا ثنيّة الوداع آمده آن جا بايستاد و با ايشان بدرود كرد و چون لشكر مسلمانان به راه افتاد ديگران بانگ برداشتند كه : خداوند بلا را از شما بگرداند و دفاع فرمايد و بازگرديد به سلامت و با غنيمت . پس عبد اللّه بن رواحه گفت : « من از خداى آمرزش مىخواهم و ضربتى فراخ كه از آن خون فواره زند . » [ 2 ] گويد : چون مسلمانان از مدينه بيرون آمدند و روى در راه نهادند دشمن از مسيرشان
--> [ 1 ] . مؤته امروز از شهركهاى اردن و نسبتا نزديك عمان ، و مزار سرداران رشيد مسلمانان و مورد احترام است . - م . [ 2 ] . « لكنّى اسال الرحمن مغفرة * و ضربة ذات فرغ تقذف الزبدا » اين بيت در سيره ابن هشام با دو بيت ديگر آمده است . ر ك : ابن هشام ، سيره ، ج 4 ، چاپ مصطفى السقاء ، ص 15 . - م .