ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
124
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) سريّة غالب بن عبد اللّه ليثى به قتلگاه ياران بشير بن سعد به فدك پس آن گاه در ماه صفر از سال هشتم هجرت پيامبر ( ص ) ، سريّة غالب بن عبد اللّه ليثى به فدك كه ياران بشير در آن كشته آمدند ، واقع شد . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد اللّه بن حارث بن فضيل ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) زبير بن عوّام را خواست و او را فرمود : به قتلگاه ياران بشير بن سعد برو و اگر خداوند پيروزت كرد ديگر ميان آنان نمان . و دويست تن را آماده ساخت و براى زبير لواء بست . در اين هنگام غالب بن عبد اللّه ليثى از كديد پيروز بازگرديد و پيامبر ( ص ) زبير را فرمود تو نرو ، و غالب بن عبد اللّه را با دويست تن گسيل فرمود و اسامة بن زيد نيز با ايشان بود و چون بدان جا رسيدند ، علبة بن زيد نيز با او همراه شد و چند شتر به غنيمت گرفتند و تنى چند از آنان را كشتند . محمد بن عمر [ واقدى ] از افلح بن سعيد ، از بشير بن محمد بن عبد اللّه بن زيد نقل مىكند كه مىگفته است * در اين سريّه ابو مسعود عقبة بن عمرو و كعب بن عجرة و اسامة بن زيد حارثى نيز با غالب بودند . محمد بن عمر [ واقدى ] از شبل بن علاء بن عبد الرحمن ، از ابراهيم بن حويّصة ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مرا نيز در سريّة غالب بن عبد اللّه به جانب بنى مرّه همراه كرد و ما در سپيده دم بر آنان حمله برديم و غالب بن عبد اللّه او امرى داد و از جمله گفت كه نبايد پراكنده شويم و ميان هر دو تن از ما عقد برادرى بست و گفت : از دستور من سر نپيچيد كه پيامبر ( ص ) فرمود ، هر كس از سركردهاى كه من بداشتهام اطاعت كند از من اطاعت كرده است و هر كس از او سر پيچيد از من سر پيچيده است ، و شما اگر از من سرپيچى كنيد چنان است كه از فرمان رسول خدا سرپيچى كرده باشيد . گويد ، ميان من و ابو سعيد خدرىّ عقد برادرى بست و ما بر مشركان دست يافتيم .