ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
118
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) اسامة بن زيد مردى را كه لا إله الّا اللّه گفته بود ، كشت و پيامبر فرمود : مگر تو دل او را شكافته بودى و از راست و دروغ گفتهء او خبر داشتى ؟ و اسامه گفت : از اين پس با هيچ كس كه لا إله الّا اللّه بگويد ستيزه نخواهم كرد . [ 1 ] سريّة بشير بن سعد انصارى به يمن و جبار [ 2 ] پس آن گاه در ماه شوال از سال هفتم هجرت ، پيامبر ( ص ) بشير بن سعد را به يمن و جبار گسيل فرمود . گويند ، به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه گروهى از غطفان در جناب گرد آمدهاند و عيينة بن حصن نيز آنان را وعده داده است كه با آنان باشد و به جنگ رسول خدا بروند . پيامبر ، بشير بن سعد را فراخواند و لوائى براى او بست و سيصد تن را با او فرستاد و آنان شبها مىرفتند و روزها كمين مىساختند تا خود را به يمن و جبار رساندند كه در طرف جناب است و راه آن از سلاح [ 3 ] و خيبر و وادى القرى مىگذرد . مسلمانان در سلاح نزول كردند و آن گاه خود را به نزديك آن گروه رساندند و چند شتر به غنيمت گرفتند و ساربانها گريخته به ديگران هشدار دادند و همگى در بلنديهاى سرزمين خود پناه گرفتند . بشير با ياران خود به جايگاه آنان آمد و كسى آن جا نبود ، اما دو مرد از آنان را ديد و به اسيرى گرفت و با شتران به مدينه بازگرديد و به حضور پيامبر رسيد . و چون هر دو اسير مسلمان شدند ، رسول خدا ( ص ) ايشان را آزاد فرمود . عمرة پيامبر ( ص ) كه آن را عمرة القضيّة نامند [ 4 ] پس آن گاه در ماه ذى قعدة از سال هفتم هجرت ، پيامبر ( ص ) عمره گزارد . [ 5 ] گويند ، روز اول ماه ذى قعده پيامبر ( ص ) اصحاب خود را فرمود تا از بهر قضاى عمرهيى كه مشركان در
--> [ 1 ] . اين عمل به شدت مورد اعتراض رسول خدا ( ص ) بوده است . - م . [ 2 ] . يمن ، كه به صورت يمن هم ضبط شده است ، نام آبى است و نبايد با يمن اشتباه شود . ر ك : ياقوت ، معجم البلدان ، ج 8 ، چاپ مصر ، ص 524 . - م . [ 3 ] . سلاح جايى است پايينتر از خيبر ، ر ك : همان مأخذ ، ج 5 ، ص 101 - م . [ 4 ] . نام اين عمره به صورت عمرة القضا و عمرة القضيه و مرة القصاص هم آمده است . - م . [ 5 ] . يعنى قضاى عمرهء گذشته را به جاى آورد . - م .