ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
109
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) است پدرم برايم نقل كرد كه * روز خيبر عمويم با مرحب يهودى كارزار كرد و مرحب اين شعر بخواند : « خيبر مىداند كه منم مرحب ، با سلاح برّنده و پهلوان كار آزموده ، چون جنگها پيش مىآيد گرم مىشوم . » [ 1 ] پس عمويم عامر او را پاسخ گفت كه : « خيبر مىداند كه منم عامر ، با سلاح برّنده و پهلوان فرو رونده در معركه » [ 2 ] . گويد ، دو ضربت رد و بدل كردند و شمشير مرحب در سپر عامر جاى گرفت و چون عامر خواست ضربتى بر مرحب زند شمشير از سپر به در آمده به ساق خود او خورد و رگ بزرگ پاى او را بريد و كشته شد . سلمة بن اكوع گويد ، گروهى را از اصحاب پيامبر ( ص ) ديدم كه مىگفتند : عمل عامر باطل شد ، كه بى احتياطى كرد و كشته شد . همو گويد ، گريان به حضور پيامبر ( ص ) آمدم و گفتم : اى رسول خدا آيا عمل عامر باطل شده است ؟ فرمود : چه كسى گفته است ؟ گفتم : گروهى از اصحاب شما . فرمود : ياوه گفتهاند ، بلكه پاداش او دو برابر است . چون به خيبر مىرفتند عامر از بهر ياران رسول خدا ( ص ) رجز مىخواند و پيامبر ( ص ) هم ميان ايشان بود و سواران را پيش مىراند ، و عامر چنين مىخواند : « به خدا سوگند اگر خدا نبود هدايت نمىشديم و نه زكات مىپرداختيم و نه نماز مىگزارديم ، آنان را كه كافرند چون بخواهند بر ما فتنه انگيزند جلو مىگيريم خدايا ، ما از فضل تو بى نياز نيستيم ، و چون با دشمن روباروى مىشويم ما را پايدار بدار و آرامشى بر ما فرو فرست . » [ 3 ]
--> [ 1 ] . « قد علمت خيبر انّى مرحب * شاكى السلاح بطل مجرّب اذا الحروب اقبلت تلهّب الفاظ مصراع سوم در منابع مختلف ، متفاوت آمده است . - م . [ 2 ] . قد علمت خيبر انّى عامر * شاك السلاح بطل مغامر [ 3 ] . تاللّه لو لا اللّه ما اهتدينا * و ما تصدّقنا و ما صلّينا انّ الّذين كفروا علينا * اذا ارادوا فتنة ابينا و نحن عن فضلك ما استغنينا * فثبّت الاقدام ان لاقينا و انزلن سكينة علينا چنان كه از حواشى سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 342 ، و نهاية الارب نويرى ، ج 17 ، ص 249 ، بر مىآيد ، ظاهرا اصل اين اشعار سرودهء عبد اللّه بن رواحه است و برخى از الفاظ نيز با الفاظ فوق متفاوت است . - م .