ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

106

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) خدا ، و قرعه كشيدند و بقيهء سهام مشترك بود . و اين نخستين خمسى بود كه به قيد قرعه انتخاب شد و پيامبر ( ص ) شخصا يك سهم را انتخاب نفرمود و امر كرد كه چهار بخش ديگر را به مزايده بفروشند و فروه عهده‌دار فروش بود و پيامبر ( ص ) در آمد آن را ميان اصحاب خود بخش كرد . شمارش كنندهء لشكر ، زيد بن ثابت بود و او لشكر را يك هزار و چهار صد تن شمارش كرد و اسبها دويست رأس بود و براى اسب و اسب سوار چهار سهم نهادند و بر هيجده سهم بخش شد ( هر سهم براى صد تن ) . پيامبر ( ص ) از خمس غنايم براى خريد اسلحه و جامه و پرداخت به برخى افراد خانوادهء خود و مردان و زنان خاندان عبد المطلّب و بيوه زنان و يتيمان هزينه مىكرد . و نيز بخشى از محصول خوراكى حصنهاى كتيبه را خاصّ همسران خود و افراد خاندان عبد المطّلب و ديگران نهاد . و دوسيان كه ابو هريره نيز با آنان بود و اشعريان هنگامى به خيبر رسيدند كه رسول خدا ( ص ) هنوز در آن جا بود . و پيامبر با اصحاب خود مذاكره فرمود كه براى آنان از غنايم سهمى بنهند كه در پذيرفتند . و جعفر بن ابى طالب و مردمى كه با دو كشتى از پيش نجاشى آمده بودند پس از فتح خيبر نزد رسول ( ص ) آمدند و پيامبر ( ص ) مىفرمود : نمىدانم از كدام خوشحال‌تر باشم ، آمدن جعفر يا فتح خيبر . صفيّه دختر حيىّ نيز از آنان بود كه در خيبر به اسيرى در آمده بود و پيامبر ( ص ) او را آزاد كرد و به زنى گرفت . و حجّاج بن علاط سلمى به مكّه پيش قريش رفت و گفت : محمد را يهوديان به اسيرى گرفتند و يارانش پراكنده و كشته شدند و آنان را پيش شما مىآورند . و حجّاج مطالبات خود را از مردم جمع كرد و چون خواست از مكّه بيرون آيد عبّاس بن عبد المطلّب به ديدار او رفت و او خبر راستين فتح خيبر را به عباس گفت و از او خواست كه تا از مكه نرفته است آن را پنهان بدارد . و عباس چنان كرد و پس از رفتن او فتح را آشكار ساخته سرور و شادمانى نمود و يكى از بردگان خود را نام او ابو زبيبه به شكرانه آزاد ساخت . وهب بن جرير بن حازم از هشام دستوائى ، از قتاده ، از ابو نضرة ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه مىگفته است * روز دوازدهم از ماه رمضان با پيامبر ( ص ) به جانب خيبر بيرون آمديم . پس گروهى از مردم روزه گرفتند و گروهى افطار كردند و پيامبر ( ص ) نه با مفطران عتاب كرد و نه با روزه‌داران . [ 1 ]

--> [ 1 ] . توجه خواهيد داشت كه تاريخ دوازدهم رمضان صحيح نيست و در اين روايت از اين جهت ضعفى ديده مىشود . - م .