ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
96
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) فرمود : به نزد قريش برو و بگو كه ما نه از بهر جنگ با كسى ، بلكه از بهر زيارت اين خانه و بزرگداشت آن آمدهايم و قربانيها آوردهايم كه مىكشيم و باز مىگرديم . عثمان آمد و پيام گزارد . گفتند : اصلا و ابدا ، و در اين سال نمىتواند به مكه در آيد . و در اين هنگام پيامبر ( ص ) زير درخت معروف مشغول بيعت با مسلمانان بود و نام آن بيعت ، بيعت رضوان است . پيامبر ( ص ) با دست چپ بر دست راست خود زد و از جانب عثمان با خود بيعت فرموده افزود كه عثمان به انجام كارى رفته است كه مربوط به خدا و رسول اوست . و در اين هنگام سخن پيچيد كه عثمان را كشتهاند . و فرستادگان همچنان ميان پيامبر ( ص ) و قريش در رفت و آمد مىبودند تا قرار بر صلح و انعقاد پيمان شد و قريش سهيل بن عمرو را با گروهى گسيل داشتند و صلح واقع شد و معاهدهيى نوشتند كه چنين است : اين صلحنامهيى است ميان محمد بن عبد اللّه و سهيل بن عمرو . و صلح بر آن كردند كه تا ده سال جنگى نباشد و مردم در امان باشند و از يك دگر دست بدارند و نه سرقتى باشد و نه خيانتى ، و هر دو طرف بايد كه جانب آن نگه دارند ، و هر كه او بخواهد به عهد و پيمان محمد در آيد مىتواند و هر كه او بخواهد در عهد و پيمان قريش بماند مىتواند . و از قريش هر كه او بدون اجازهء ولىّ خود نزد محمد برود بايد او را باز گردانند و از مسلمانان هر كه او به قريش پناهد او را باز نگردانند . و بايد كه محمد در اين سال با ياران خود بازگردد و سال ديگر با اصحاب خود بيايد و سه روز در مكه مقام كند و نبايد كه با سلاح بر ما وارد شود مگر با سلاح مسافر كه همانا شمشير در نيام است . و گواهند بر اين پيمان نامه : ابو بكر بن ابو قحافه و عمر بن خطّاب و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقّاص و عثمان بن عفّان و ابو عبيدة بن جرّاح و محمد بن مسلمة و حويطب بن عبد العزّى و مكرز بن حفص بن أخيف . و پيماننامه را علىّ ( ع ) نوشت و اصل آن در دست پيامبر ( ص ) بود و نسخهيى از آن نزد سهيل بن عمرو . و در همين هنگام ابو جندل ابن سهيل بن عمرو زنجير بر پاى از مكه به جانب پيامبر ( ص ) بيرون آمد . و سهيل ابن عمرو گفت : تو خود بر همين قاضى باش . و پيامبر ( ص ) او را به سهيل بن عمرو رد كرده فرمود : اى ابو جندل ، صلح ميان ما تمام شد ، صبر و شكيبايى بورز تا خداوند از بهر تو گشايشى كند . و در اين هنگام خزاعه از جاى برجسته گفتند : ما در عهد و پيمان محمد قرار مىگيريم . و بنى بكر نيز برجسته گفتند : ما در عهد و پيمان قريش قرار مىگيريم . و چون از نوشتن پيماننامه بپرداختند ، سهيل بن عمرو و همراهان او رفتند و پيامبر ( ص ) شتران قربانى