شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

98

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) بسيارى از آن مردم كه خودپرستى و سودجوئى حتى به مرز عقيده‌ى آنان نيز تجاوز كرده بود ، مىپنداشتند كه با بيعت كردن با حسن بن على - كه داراى خلق و خوئى بنهايت خوش و يادآور خلق و خوى پيغمبر بود - راهى به اشباع خواسته‌ها و ارضاء هوسها و طمعهاى خود خواهند يافت . ولى واقع اينست كه آنها اين خلق و خوى عظيم را ، آنچنان كه بود نفهميده بودند . بسيارى از كسانى كه در هيچ رأى و فكرى با امام حسن هم‌عقيده نبودند نيز همين اشتباه را داشتند و لذا مانند مؤمنان مخلص ، از روى ميل و رغبت با او بيعت كردند . و سپس همينها بعد از زمانى كوتاه ، اولين كسانى بودند كه از ميدان گريختند بىآنكه حتى به پشت سر خود بنگرند . اينها هنگامى كه آن نرمخوئى را در مقابله با مطامع خود در معرض آزمايش در آوردند ، او را پس از قبول حكومت و مسئوليت ، از پولاد محكمتر و غير قابل‌نفوذتر يافتند ، بطورى كه حتى برادر و پسر عمويش - كه هر دو به او نزديكترين و در ديده‌ى او با منزلت‌ترين افراد بودند - نيز نمىتوانستند او را از رأى و نظر خود عدول دهند و او با اتكاء به رأى و تصميم قاطع خود ، بىهيچ تكلف و دغدغه قدم برمىداشت و عمل ميكرد . بنا بر اين جاى شگفتى نيست اگر روح دشمنى و معارضه در ميان سران و رياست طلبان ماجراجوى كوفه بطور نامرئى رشد كند و كوفيان تدريجا رفتارى را كه با امام پيشين خود داشتند - همان رفتارى كه « دل او را از خشم آكنده و جام اندوه در كام او فرو ريخته بود » - مجددا در پيش گيرند و بدين ترتيب در محيط و بازده‌ى آن اجتماع ، جبهه‌بندىها و باندبازيهايى كه چندان بىاتكاء به قدرت خارجى هم نبود سر گرفت