شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

88

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

نوعى « شتابزدگى » بود . ( 1 ) و ما براى اينكه ميزان صحت اين رأى آشكار گردد ، ميگوئيم : 1 - همانطور كه تسليم و سر نهادن به بيعت امام منصوب و تعيين شده ، بر مردم واجب و لازم است ، براى امام نيز در صورت وجود داشتن ياور و كمك‌كار و تمام شدن حجت الهى ، قبول اين بيعت وظيفه‌ئى شرعى و غير قابل تخلف است . در مورد امام حسن ، هجوم مردم از روى شوق و رغبت به بيعت در همه‌ى شهرهاى اسلامى ، بموجب ظواهر امر ، دليل بر وجود داشتن ياور و كمك‌كار بود و با فراهم بودن اين شرط ، مجال سرپيچى از وظيفه‌ى شرعى وجود نداشت . 2 - آنچه موجب چنين دريافتى از ماجراى امام حسن مىشود ، نگريستن به اين ماجرا فقط از زاويهء دنيوى آن است . حال آنكه مناسبتر آن است كه ماجراى يك امام بيشتر از جنبه‌ى دنيوى مورد بررسى قرار گيرد و از نظر امام ، تفاوت ميان دين و دنيا بسى زياد است . با اين نظر و اين ديد ، ماجراى امام حسن سر تا سر سود است و كوچكترين زيانى در آن وجود ندارد - همانطور كه در جاى مناسب بيان خواهيم كرد - اين ماجرا هر چند دردناك بود ولى اين درد ، در راه اسلام تحمل مىشد و چه كسى به اسلام نزديكتر و به تحمل آلام آن سزاوارتر از حسن بن على كه خانه‌زاد و دست‌پرورده‌ى اسلام بود ؟ . 3 - علاوه بر اينها ، حسن بن على با برترى مسلمى كه از همه‌ى رهبران مسلمان داشت و با آن نسب ممتاز و آن دانش برتر ، اگر هم ميخواست ، نمىتوانست از اين منصب شانه خالى كند . اگر او مردم را رها ميكرد ، مردم