شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

60

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

خلافت بلا فصل رسول خدا را سنينى در حدود هفتاد سالگى - مثلا - بدانند ؟ ! ( 1 ) ديگر توجه نداشتند كه در اسلام ، امامت و پيشوائى امت نيز منصبى هم چون نبوت است ؛ هر چه در نبوت رواست در امامت هم رواست و هر چه براى عظمت پيامبرى شايسته نيست ، براى امامت نيز پسنديده نمىباشد و در اين صورت ، ديگر اجتهادى كه نتيجه‌اش شرط بودن پيرى است در مقابل نصب قاطع ، چه ارزشى ميتواند داشته باشد ؟ و ملاحظات سياسى را با وجود گفته‌هاى خدا و تصريح‌هاى پيامبر ، چه مايه و وزنى خواهد بود ؟ ! سنين عمر على در روز وفات پيامبر صلى اللّه عليه و آله با سنين عمر عيسى بن مريم در روز عروج به آسمان ، برابر بود . شگفتا ! روا بود كه عيسى در آخرين روز نبوتش به سى و سه سالگى برسد ولى روا نبود كه على در اولين روز پيشوائى و امامتش در اين مرحله از عمر باشد ؟ ! . . . مرحله‌اى كه خدا براى ساكنان بهشتش در آن جهان مقرر كرده است ! اگر اين سن ، بهترين سنين عمر آدمى نمىبود ، خدا آن را براى بندگان برگزيده‌اش در بهشت معين نمىفرمود . قرابت و خويشاوندى نزديك او را با پيغمبر ، نقيصه‌ى ديگر او ميشمردند و « نمىپسنديدند كه نبوت و خلافت در يك خاندان جمع شود » حالا چه شده بود كه فضيلتى را نقيصه‌ئى مىدانستند و چگونه خويشاوندى با شكل نزديكترش را مانع خلافت ميشمردند ولى با شكل دور ترش را دليل خلافت و تنها برهان در برابر رقباى بيگانه . . . . سؤال‌هايى بدون پاسخ است . آنها پنداشتند اين به سود اسلام و به مصلحت جامعه‌ى مسلمان است كه خلافت را از خاندان پيغمبر جدا كنند و ميدان را براى فعاليت‌ها و