شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
30
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
( 1 ) اينها به حسن بن على به ديدهى يك رهبر شكست خورده نگريستهاند و فراموش كردهاند كه دربارهى علل و موجبات اين شكست - يعنى آنچه آنها شكستش ميخوانند - نيز بررسىئى به عمل آوردند تا بفهمند كه آنچه واقع شد چيزى جز انعكاس وضع مردمى كه حسن بر آنان حكومت ميكرد ، نبود . . سرمستى از بادهى فتوحات و پيروزيهاى جديد با همهى جلوههاى زيانبخش اين حالت ، آنچنان بر نسلى كه حسن مىخواست بر آن حكومت كند تاخته و آنان را فاسد ساخته بود كه اميد اصلاح مشكل مينمود . . و گناه يك رهبر چيست اگر مردمش فاسد و سپاهيانش خائن و اجتماعش فاقد وجدان اجتماعى باشد ؟ ! فراموش كردهاند كه حسن بن على را با چهرهى يك سياستمدار هشيار و زيرك بنگرند كه روحيات حريف و تمايلات و انگيزههاى اجتماع و عوامل زمان را بدقت مورد مطالعه و بررسى قرار ميدهد و آنگاه از روى بصيرت و روشنبينى ، نقشهاش را طرح مىكند و نتيجهى آن را پيشبينى مينمايد ؛ با خطمشى مدبرانهاش ، آيندهاى ملتى را تضمين مىكند و با نتائج حتمى آن ، قبر دشمنان خود را مىكند ، گردبادهاى حوادث را ماهرانه رد مىكند و در چهرهى پيامبر صلح با موفقيت تضمين شده و درحالىكه بخاطر اصلاح طلبىاش سربلند و افراخته گردن است ، از ميان كولاك حوادث بيرون مىآيد . و آنگاه ميميرد درحالىكه راضى نيست بخاطر او قطرهى خونى ريخته شود . راستى ، اگر اين فضلفروشان انتقادگر ، منصفانه بنگرند ، كدام عظمتى برتر از اين است ؟ كتاب ما اين نقطههاى مشخص را از روى مطالعهاى دقيق و واقع بين و همراه با استدلالهاى منطقى و محققانه و متكى به شواهدى