شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
127
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
با ملتهاى مسلمان و گرويده به خدا و پيغمبر - فقط به منظور فرمان راندن بر آنها - هيچيك از نظر اصول اسلام ، انگيزهى جنگ مشروع نيستند و اين گونه جنگها را جز نظام وحشيانهى جاهليت ، صحه نميگذارد . جنگهائى از اين قبيل بود كه يكپارچگى مسلمانان را از بين برد و بذر كينه و دشمنى را ميان گروههاى مسلمان پاشيد . در اين جنگها جمعى « سفيهان دون » ( و اين تعبيرى است كه شبث بن ربعى هنگامى كه در سال 36 با معاويه روبرو شد ، دربارهى آنان به معاويه گفت ) به معاويه پاسخ مثبت دادند و او از انحطاط اخلاقى و كجفهمى و بدانديشى آنان بهرهها برد و همهى آنان را در كام مرگ افكند درحالىكه همه راضى و مطيع بودند . . ( 1 ) اين ، خوى موروثى بنى هاشم بود كه هرگز جنگ را آنها شروع نمىكردند . در فرمان امام حسن به فرمانده مقدمهى سپاهش : عبيد اللّه بن عباس مراعات اين خصلت پسنديدهى هاشمى تأكيد شده است . امام حسن بطور اختصاصى ، گنجينهاى از سفارشات و دستورات پدرش امير المؤمنين - آن بزرگ عرب - عليه السلام ، در اختيار داشت و بطورى كه تاريخ شهادت ميدهد ، پدرش به وى عنايتى فراوان داشته و « او را بسى بزرگ و عزيز و گرامى ميداشته است « 1 » اين دستورها و سفارشات ، اگر در امور دين يا امور دنيا و اگر در تربيت يا اخلاق ، بدون استثنا نمونههاى ارزنده و سخنانى همه بر طبق صواب و دور از خطا و خدشه بودند . يكى از اين سفارشها اين بود : « هرگز كسى را به مبارزه مخواه و اگر كسى تو را به مبارزه خواست ، بپذير زيرا ،
--> ( 1 ) ابن كثير ( ج 8 ص 36 - 37 ) .