شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

128

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

جنگ افروز ، تجاوزگر است و تجاوزگر ، زمين خورده و مغلوب است » . ( 1 ) به همين سبب بود كه ديديم : امام حسن در اوان بيعت و در همان حال كه يارانش بىصبرانه در انتظار جنگ بودند ، آشكارا پاسخ مثبت بدان نداد و آن را جدى نگرفت ، زيرا او به جنگ ، به ديده‌ى وظيفه‌ئى نامطلوب كه فقط در حال ضرورت و از روى لاعلاجى بايد بدان دست زد ، مينگريست . بعلاوه ، او در انتظار جنگى بود كه قبلا نيروى لازم را براى آن تدارك ديده باشد يا نيروئى كه فرجام جنگ را براى او تضمين كند . و اوضاع بحرانى آن روز كه لحظه بلحظه بحرانىتر هم مىشد ، مانع بر آمدن خواسته‌ى او بود . در فصل پيشين ما جبهه‌هاى مختلفى را كه دستجات مبارزه طلب و پرهيجان ، به آنها وابسته بودند - يعنى امويان ، خوارج ، شكاك‌ها و الحمراء - معرفى كرده و روح خرابكارى و فتنه‌انگيزى و مخالفت با سياست موجود را كه در آن جامعه موج مىزد ، بازنموديم . مجموع اين عوامل - كه برخى از آنها هم كافى بود - موجب شده بود كه امام حسن جنگ را - با وجود پيشنهاد بسيارى از ياران خير خواهش براى مبادرت كردن بدان - به تأخير افكند . شور و هيجان محدود و موقتى كه در روزهاى بيعت ، كوفه را فرا گرفته بود ، اين عده ياران راستين امام حسن را فريفته و به امكان هر گونه اقدامى بنفع خليفه‌ى جديدشان اميدوار ساخته بود . ولى اين ، نظرى سطحى و نزديك بين بود كه پشت پرده را نميديد و هدفهاى مخصوص اين جبهه‌ها را به حساب نمىآورد . ولى امام حسن با هوشيارى و بصيرتى كه داشت ، آينده‌اى دورترى