شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

126

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

بودند - هيچ‌كس از مسلمانان نبود كه با او بيعت نكند « 1 » . ( 1 ) كوفه تهديد معاويه را مىشنيد و خبر پيشروى او را بسوى عراق دريافت مىكرد و با زبان نام‌آوران و برجستگان شيعه ، حماسه‌ى رزم مىسرود . . و بدين گونه روزگار مىگذرانيد . موضوع به صورت كاملا جدى درآمده بود و زمامدار ناگزير ميبايد اوضاع و احوال ناگهان پيش آمده را پاسخ گويد و بر طبق حكم واقعيت ، عمل كند . جنگيدن با اهل بغى و گردنكشان ، وظيفه‌ئى بود كه عقيده و طرز فكر دينىاش ، بدان حكم مىكرد . و اساسا خلافت اسلامى بدون سركوب كردن اين تجزيه و اختلاف - كه معاويه در مدت سه سال متوالى با شورشهاى مسلحانه‌ى خود بر ضد خلافت ، در صفوف مسلمانان انداخته بود - ثبات و استقرار و وحدتى را كه آن روز بيش از هميشه بدان نياز داشت ، بازنمىيافت . جنگهاى شام از همان روزى كه معاويه بدان پرداخت ، شوم‌ترين و زيان‌بارترين جنگها براى اسلام بوده‌اند . خونى كه در اين جنگها ريخت و حقى كه پايمال شد و حقايقى كه مورد تجاوز قرار گرفت و پيروزىاى كه تهىمغزان بدست آوردند و پيشرفتى كه نصيب هوسهاى پست مادى شد . . . در همه‌ى جنگهاى تاريخ اسلام بىنظير بود . ( 2 ) اسلام با الهام از اصول انسانى عالى خود ، جنگ را جز در راه خدا و براى صلاح انسانها و دفاع از جامعه‌ى اسلامى ، جائز نميداند . حمله به سرحدات و ترسانيدن مردمى كه در آغوش امنيت بسر مىبرند و جنگ

--> ( 1 ) مسعودى بر حاشيه‌ى ابن اثير ( ج 6 ص 119 ) .