شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

116

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

نيروى استدلال خود و به يارى انصاف عرب گرفتند ولى چون نوبت استدلال ما و انصاف آنان فرا رسيد ، از ما دورى گزيدند و با همدستى در ظلم و دشمنى و جفاى ما ، بر ما تسلط يافتند و زمام كار را بدست گرفتند . بارى ميعادگاه ما و آنان ، در پيشگاه خدا است و اوست سرپرست و ياور ما . ( 1 ) « ما آن روز از اينكه كسانى حق ما را غصب كرده و به حكومتى كه از خاندان ماست دست‌اندازى نموده‌اند ، بسى در شگفت بوديم . ولى چون آنها مردمى با فضيلت و داراى سابقه در اسلام بودند ، از منازعه با آنان چشم پوشيديم ، مباد كه منافقان و دشمنان بدين وسيله رخنه‌ئى در دين وارد كنند يا راهى بر اخلالگرى و فساد در آن بيابند . « ولى امروز جاى آنست كه همه كس از دست‌اندازى تو بدين منصب و مسند در شگفت فرو روند چه ، تو به هيچ بابت شايسته‌ى اين منصب نيستى ؛ نه به داشتن فضيلتى اسلامى و نه به گذاردن اثرى نيك و پسنديده و بالاتر آنكه تو زاده‌ى يكى از باندهاى مخاصم و فرزند دشمنترين افراد قريش با رسول خدا و قرآن ، ميباشى . خداوند شر تو را كفايت خواهد كرد و عن‌قريب بر او وارد خواهى شد و خواهى ديد كه عاقبت از كيست . سوگند به خدا به زودى پروردگارت را ديدار خواهى كرد و آنگاه او سزاى كرده‌هاى تو را خواهد داد و خدا بر بندگان ستمگار نيست . « وقتى على وفات يافت - رحمت خدا بر او آن روز كه وفات يافت و آن روز كه خدا بر او منت گذارد به اسلام و آن روز كه از قبر برانگيخته شود - مسلمانان زمام امر را به من سپردند . از خدا مسئلت مىكنم كه در اين جهان زودگذر چيزى كه موجب نقصان كرامت او در آخرت باشد به ما عطا نكند . چيزى كه مرا بر نامه نوشتن به تو وادار ساخت اين بود كه خواستم در