شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

115

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) ابو الفرج اصفهانى مىنويسد : نخستين كارى كه حسن بن على كرد اين بود كه عطاى سپاهيان را صد ، صد افزايش داد . « 1 » پيش از او على عليه السلام در واقعه‌ى جنگ جمل اين كار را كرده بود و او نيز در آغاز خلافتش به اين كار دست زد و پس از وى خلفاء همگى از او پيروى كردند . سپس مىنويسد : حسن عليه السلام بوسيله‌ى « حرب بن عبد اللّه ازدى » نامه‌ئى براى معاويه فرستاد ، بدين قرار : « از حسن بن على امير المؤمنين بسوى معاويه پسر ابو سفيان . سلام بر تو . سپاس ميگزارم اللّه را كه معبودى جز او نيست . و بعد ، همانا خداوند - جل جلاله - محمد را برانگيخت : رحمتى براى عالميان و منتى بر مؤمنان و رسولى بسوى همه‌ى مردمان . . تا آنان را كه زنده‌اند از عذاب خدا بر حذر دارد و سخن را بر كافران تمام سازد ، و او رسالت خدائى را گزارد و به امر او قيام كرد و آنگاه درحالىكه نه تقصير كرده بود و نه سستى روا داشته و خدا حق را به دو ظاهر ساخته بود و شرك را به دو سركوب كرده ، پروردگارش او را ميرانيد . « و قريش را به او اختصاص داد و فرمود « همانا اين قرآن ، يادآور تو و قوم تو است » پس چون اين جهان را بدرود گفت ، بر سر حكومت او در ميان عرب منازعه در افتاد . قريش گفتند : ما عشيره و خويشاوندان و نگهبانان نسب اوئيم و روا نيست كه شما بر سر حكومت و قدرت او با ما مخاصمه كنيد ؛ عرب اين حجت را از قريش پذيرفت و به داعيه‌ى او گردن نهاد ؛ آنها را گرامى داشت و مسند را تسليم آنان كرد . « پس آنگاه ما به قريش همان را گفتيم كه قريش به عرب گفته بود ولى او همانند عرب با ما به انصاف نگرائيد . قريشيان ، حكومت را به

--> ( 1 ) بنگريد به پاورقى ( 1 ) ص 109 .