شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
10
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
و گشايش درخشان را فراهم آورد ، شعلهى شرارت و فساد باند اموى فرو نشست و تمايلات ابو سفيان و يارانش منكوب و مقهور گشت و ببركت فرقان حكيم و صراط مستقيم و هم شمشير برّاى محمد كه هر مقاومتى را درهم مىشكست ، حجاب بطلان از چهرهى حقيقتى كه پيامبر از جانب خداوند آورده بود ، كنار رفت . ( 1 ) اينجا بود كه ابو سفيان و فرزندان و يارانش چارهئى بجز تسليم نديدند چه ، بدين وسيله مىتوانستند جان خود را - كه در صورت مقاومت بر باد مىرفت - حفظ كنند . اين بود كه به ظاهر ايمان آوردند ولى دلشان از دشمنى محمد مالامال و سينهشان از آتش كين وى جوشان بود و پيوسته دسيسهها و كينهها بر ضد او فراهم مىآوردند . پيامبر خدا با اينكه از دشمنى نهان آنان بىخبر نبود ، با كمكهاى مالى فراوان و گفتار و كردار محبتآميز در جلب دوستى ايشان ميكوشيد و بدين اميد كه شايد اصلاح و هدايت شوند ، هميشه با سينهئى باز و چهرهئى گشاده با آنها روبرو مىشد . . عينا همان روشى كه با ديگر منافقان و بدخواهانش داشت . اين گونه رفتار پيامبر موجب شده بود كه ايشان بناچار ، دشمنى خود را با وى نهان بدارند و از ترس يا طمع ، پوششى از تظاهر به دوستى ، بر اين كين و بد خواهى بيفكنند . و اين وضع موجب گشت كه مردم تدريجا « باند اموى » را حتى در زادگاه و موطن كوچكش - مكه - بدست فراموشى بسپرند . در ميدانهاى فتح و پيروزى پس از رحلت پيامبر - صلى اللّه عليه و آله - امويان فقط به اين شناخته شدند كه از خاندان پيامبر و صحابهء اويند . بعدها كه براى مردمى از غير خاندان پيامبر ، اين فرصت پيش آمد كه مسندنشين و جانشين او شوند ، معاويه توانست در سايهى ايشان ، به چهرهى :