السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

648

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

11 . كشته‌هاى قريش در چاه بدر رسول خدا ( ص ) دستور داد كه چاه قليب را خالى كردند و سپس كشته‌هاى قريش را در آن انداختند . آنگاه حضرت يكايك آنان را خطاب كرد و فرمود : آيا آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود ، حق يافتيد ؟ من آنچه را پروردگارم به من وعده داده بود ، حق يافتم . بد خويشانى براى پيغمبر خود بوديد . شما دروغ گويم خوانديد ، مردم مرا راست‌گو دانستند و شما مرا بيرون كرديد ، مردم مرا پناه دادند ؛ شما به جنگ من برخاستيد و مردم مرا يارى كردند . عمر گفت : يا رسول اللّه ، آيا با مردگان سخن مىگويى ؟ فرمود : شما گفتار مرا از ايشان شنواتر نيستيد ، ليكن ايشان نمىتوانند پاسخ دهند . « 1 » 12 . پاسدار پيغمبر ( ص ) على ( ع ) فرمود : روز بدر پس از آن كه مدتى جنگيدم ، به سرعت خودم را به رسول خدا ( ص ) رساندم تا ببينم كه در چه حال است ؟ وقتى آمدم ، ديدم كه در سجده است و مىگويد : يا حىّ ؛ يا قيّوم ، يا حىّ ، يا قيّوم ، و افزون بر اين چيزى نمىگويد . پس به صحنهء نبرد بازگشتم . دوباره آمدم . هنوز سر به سجده داشت و همان كلمات را تكرار مىكرد . پس به صحنهء نبرد بازگشتم . بار سوم كه آمدم ، هنوز در سجده بود و همان كلمات را مىگفت تا اين كه خداوند او را پيروز كرد . « 2 » در اينجا به چند نكته توجّه مىدهيم : 1 . اين بدان معنى نيست كه رسول خدا ( ص ) اصلا در جنگ بدر در صحنهء

--> ( 1 ) . بنگريد : فتح البارى ، 7 / 234 - 235 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 29 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 386 ؛ سيره حلبى ، 2 / 82 ؛ حياة الصحابة ، 2 / 333 - 334 . ( 2 ) . البداية و النهايه ، 3 / 275 - 276 ؛ حياة الصحابة ، 1 / 502 ؛ كنز العمّال ، 5 / 276 .