السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

638

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

دعوت كند و مشركان را آزار دهد . صفوان هم سوگند خورد كه با وى سخن نگويد و به هيچ وجه سودى به او نرساند . « 1 » ج . گردن‌بند خديجه ، آزادى زينب يكى از اسيران بدر ، ابو العاص بن ربيع بود . زينب دختر يا پروردهء رسول خدا ( ص ) كه همسر ابو العاص بود ، براى آزادى شوهرش فديه فرستاد . از جمله اموالى كه براى اين منظور داد ، گردن‌بندى بود كه خديجه در شب عروسى او با ابو العاص به وى داده بود . چون رسول خدا ( ص ) به آن گردن‌بند نگريست ، به روح خديجه ( س ) رحمت فرستاد و او را بر حال زينب سخت رقّت آمد و از مسلمانان خواست كه اسر زينب را آزاد كنند . مسلمانان چنين كردند و بدون فديه ابو العاص را رها ساختند . پيغمبر ( ص ) در مقابل شرط كرد كه زينب را به سرعت نزد حضرت فرستد . ابو العاص به عهد خود وفا كرد و زينب را نزد رسول خدا ( ص ) فرستاد . « 2 » در اينجا پرسشى مطرح مىشود كه آيا پيغمبر ( ص ) تا اين حدّ عاطفى بود كه احساساتش او را برانگيخت تا اسيرى را آزاد سازد كه مسلمانان مىتوانستند دربارهء او معامله كنند و در قبال او براى تقويت بنيه اقتصادى خويش بر ضدّ دشمن ، مبلغى را دريافت كنند ؟ ! آيا صرف تربيت زينب كفايت مىكرد كه حضرت در قبال وى چنين موضع متمايزى اتخاذ و زينب را بر ديگران برترى دهد ؟ آيا اين كار با رسالت و سجاياى اخلاقى پيغمبر ( ص ) سازگارى داشت ؟

--> ( 1 ) . سيره ابن هشام ، 2 / 317 - 318 . ( 2 ) . سيره ابن هشام ، 2 / 308 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 64 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 134 ؛ بحار الانوار ، 9 / 241 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 154 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 46 .