السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

628

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

تحويل داد بود و او خود فديه‌اش را مىگرفت . « 1 » در برخى از متون آمده كه سهيل بن عمرو فديه اسراى بدر را آورد و از رسول خدا ( ص ) خواست كه بگويد از جنگ با قريش چه مىخواهد ؟ « 2 » اين چيزى است از متون تاريخى كه ما به درستى آن اطمينان داريم . در مقابل برخى روايات هست كه عكس آنچه گذشت ، مىگويد بر پايه اين روايات ، رسول خدا ( ص ) هم عقيده ابو بكر شد و بلكه از مشورت عمر ناراحت گرديد . پس آياتى در مخالفت پيغمبر ( ص ) و موافقت با عمر فرود آمد . فردا كه عمر به نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، ديد كه حضرت و ابو بكر گريه مىكنند . سبب گريه آنان را پرسيد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : نزديك بود كه به واسطهء مخالفت با پسر خطّاب ، ما را عذابى عظيم فراگيرد . اگر عذابى نازل شود ، احدى از آن نجات نيابد ، مگر پسر خطّاب . ابن عبّاس از پسر عمر روايت كرد كه رسول خدا ( ص ) گفت : براى چيزى گريه مىكن ، مكّه براى گرفتن اسرايشان فديه به من پيشنهاد كردند . عذاب آنان به من عرضه شد ، از اين درخت نزديك‌تر بود . خداوند فرو فرستاد : ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ . « 3 » ما اين مطلب را اصلا تصديق نمىكنيم و آن قدر دليل داريم كه براى اثبات بطلان آن كفايت كند . شايد همين روايات به برخى از مسلمانان نادان و جاهل جسارت داده كه بنويسند و بگويند : رسول خدا ( ص ) در موضع خويش نسبت به اسراى بدر اشتباه كرد و وحى

--> ( 1 ) . المصنّف ، 5 / 211 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . انفال ( 8 ) : 67 . علاوه بر منابع پيشين ، بنگريد : فواتح الرحموت ، 2 / 267 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 393 ؛ المستصفى ، 2 / 356 .