السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
565
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
خدا ( ص ) تعليم دادند و نماز بر او واجب شد . همين مطلب از امام على ( ع ) ، امام باقر ( ع ) عايشه و پسر عمر نيز روايت شده است . « 1 » انس بن مالك نيز گفت : هنگامى كه نماز واجب شد ، جبرئيل پيامبر ( ص ) را به اذان فرمان داد . « 2 » مىدانيم كه نماز در مكّه واجب شد . به سند صحيح از امام جعفر صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : هنگامى كه جبرئيل براى ابلاغ اذان به رسول خدا ( ص ) فرود آمد ، هم اذان گفت و هم اقامه . در اين هنگام رسول خدا ( ص ) ، على ( ع ) را فرمود كه بلال را بخواهد . وقتى بلال آمد ، رسول خدا ( ص ) ، اذان را به او تعليم داد و فرمود كه اذان بگويد . « 3 » اين روايت با آنچه پيشتر آورديم ، تعارض ندارد . چه امكان دارد كه جبرئيل اذان را در مكّه آورده باشد . كما اين كه احتمال مىرود اذانى كه در اسراء تشريع شد ، همان اذانى باشد كه تك تك افراد به هنگام نماز مىخوانند ، امّا اذان اعلانى ، همان است كه جبرئيل آورد و رسول خدا ( ص ) آن را به بلال آموخت . در خصوص مدينه شايد نزديكتر به قبول اين روايت باشد كه مىگويد : وقتى مسلمانان به مدينه آمدند ، گرد هم جمع مىشدند و نماز مىخواندند ، امّا كسى نبود كه به هنگام نماز ، مردم را فرا خواند . روزى در اين باره با پيامبر ( ص ) سخن گفتند . يكى گفت : ناقوسى چون ناقوس مسيحيان برگزينيم . ديگرى گفت : شيپورى چون شيپور يهوديان . عمر گفت : آيا بهتر نيست كه مردانى را
--> ( 1 ) . منتخب كنز العمّال ، 3 / 273 ؛ سيره حلبى ، 1 / 373 ؛ 2 / 93 - 95 ؛ مجمع الزوائد ، 1 / 329 ؛ نصب الرايه ، 1 / 260 - 262 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 71 - 72 ؛ فتح البارى ، 2 / 63 ؛ الدر المنثور ، 4 / 154 ؛ الروض الانف ، 2 / 285 - 286 ؛ كنز العمّال ، 14 / 4 ؛ الكافى ، 3 / 302 . ( 2 ) . المواهب اللدنيه ، 1 / 72 ؛ فتح البارى ، 2 / 63 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، 1 / 362 ؛ الكافى ، 3 / 302 ؛ النص و الاجتهاد ، 205 .