السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

559

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

اين حقوق خصوصا حق آزادى تأكيد دارد كه اسلام از هيچ چيز واهمه‌اى ندارد ، مشروط بر آن كه برخاستهء از واقعيت و مبتنى بر حقيقت و صداقت باشد ، امّا فقط و فقط از فسادگرى بيم دارد . اين مطلب هم جهت است با تأكيد عميق اسلام بر معرفت و دعوت به كسب علم و دانش . زيرا به اعتقاد اسلام ، از علم و معرفت و آزادى ، قبل از هر چيز براى سازندگى استفاده مىشود نه براى تباهى ، ويرانى و فسادگرى . 11 . اين سند از منافقان ، مشركان و يهوديان اقرار رسمى گرفت كه فقط مؤمنان در مسير هدايت و سلامت هستند . در حالى كه همين دشمنان در ميان توده‌هاى مردمى شايع مىكردند كه پيامبر ( ص ) براى تفرقه‌اندازى و پراكندگى جمع آنان و استهزاى عقايد و باورهايشان تلاش مىكند . اين مطلب در سخنان عمرو بن عاص در حضور نجاشى نمود داشت . 12 . در اين سند انديشهء قبيله‌گرايى ، باطل و ملغى اعلام شده است . بر پايهء اين تفكر بر قبيله لازم بود كه در هر صورت از افراد خويش حمايت كند ، اگر چه جانى و ستم كار باشند . در حالى كه عهدنامهء پيامبر ( ص ) تأكيد داشت كه همگان در قبال قاتل مسئول هستند و بايد او را و هر كه در هر مقامى باشد ، تعقيب و دست‌گير نمايند . چنان كه ساير امتيازات قبيله‌اى از جمله رياست ، زعامت ، رهبرى ، نوع قبيله و . . . را كه مىتوانست در اين مسير تأثيرگذار باشد ، لغو نمود . فى المثل در ميان دو قبيلهء بنى نضير و بنى قريظه ، بنى نضير برتر به شمار مىرفت . سند مذكور اين برترى را از بين برد . 13 . اين سند به مسلمانان حق داد كه اموال قريش ( نه مشركان ) را مصادره كنند ، زيرا قريش اموال مسلمانان را ربودند و آن‌ها را از ديارشان بيرون راندند . حتى مشركان طرف قرار هم اين حق را براى مسلمانان به رسميت شناختند و بدين ترتيب دريافتند كه در اين باره همانند قريش نخواهند بود . 14 . در اين سند به جاى « مسلمانان » واژهء « مؤمنان » به كار رفته است . اين به كارگيرى واژه‌ها در زمينه رفتار متقابل افراد بسى تأثير داشت . چنان كه به