السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
520
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
بن خطّاب ، پايهگذار تاريخ هجرى است ، نه قابل قبول تواند بود و نه دليلى آن را تأييد مىكند ، بلكه تنها كارى كه خليفه دوم كرد ، اين بود كه محرّم را به جاى ربيع الاوّل آغاز سال قرار داد ؛ چه به رأى خود و چه به پيشنهاد عثمان . مىدانيم كه محرّم در عصر جاهلى ، آغاز سال عرب بود . « 1 » بعيد نيست كه تاريخ هجرى كه رسول خدا ( ص ) آن را پايهگذارى فرمود و بارها نامههاى خود را بر پايهء آن تاريخ زد ، به سبب نيازمندى كم مردم آن دوره به تاريخ ، شهرت پيدا نكرد . آنگاه عمر در روزگار خلافت خود ، چنان كه گذشت ، صحابه را گردهم آورد تا بر يك تاريخ اتّفاق نظر كنند ، امّا در اين گردهمايى خواستههاى مغرضانهاى مطرح شد كه هدف آن به فراموشى سپردن تاريخ پيامبر ( ص ) بود كه آن حضرت پايهگذارى كرد و بدان فرمان داد . چنان كه يكى به تاريخ روميان نظر داشت و مسلمانشدههاى يهودى به تاريخ اسكندر و هرمزان مشاور خليفه دوم به تاريخ ايران بر پايهء جلوس شاهان بر تخت سلطنت و چهارمى تولّد رسول خدا ( ص ) را به عنوان مبدأ تاريخ اسلام پيشنهاد كرد كه تاريخ مردمان عرب در اواخر عصر جاهلى بود ، امّا على ( ع ) به عنوان پاسدار دين و پرچمدار حق در موقع مناسب تاريخ هجرى را پيشنهاد كرد كه رسول خدا ( ص ) پايهگذارى فرمود و بسيارى از نامهها و معاهدات خود را با آن تاريخ زده بود . چنان كه چارهاى نديدند ، جز اين كه ديدگاه آن حضرت را بپذيرند و اذعان كنند كه پيشنهاد او حق است و حق همواره برتر از همه چيز . علّت اين كه حضرت على ( ع ) هجرت را مبدأ تاريخ اسلام قرار داد و نه روز تولّد يا وفات رسول خدا ( ص ) را به لحاظ اهميّت فوق العادهء هجرت بود كه پيغمبر ( ص ) از سرزمين شرك ، آنجا كه پر بود ، از ذلّت و خوارى به سرزمين اسلام ، آنجا كه عزّت و كرامت در آن موج مىزد قدم نهاد . بنابراين
--> ( 1 ) . البداية و النهايه ، 3 / 206 - 207 .