السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

513

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

محمّد بن احمد بن عساكر ، در پاورقى خود بر كتاب فتوح البلدان ، دو ايراد بر اين نامه گرفته است . ايرادهاى وى به شرح زير است ؛ أ . على ( ع ) كه علم نحو ( دستور زبان عربى ) را اختراع كرد تا سخن عرب با گفتار مردم نبطى در هم نياميزد ، امكان ندارد كه سخن اشتباه از او صادر شود و به جاى على بن ابى طالب بگويد : على بن ابو طالب و واژه‌اى را كه در وضعيت مضاف اليه است ، مرفوع بنويسد . ب . چنان كه در كتاب بلاذرى آمده ، صلح پيامبر ( ص ) با اهالى مقنا در غزوه تبوك انجام شد . در اين نكته اختلافى وجود ندارد كه على بن ابى طالب در اين غزوه حضور نداشت ، حال چگونه على ، كاتب اين صلح‌نامه است ؟ ما ، در پاسخ به اين دو ايراد ، خلاصهء گفتار علّامهء مرحوم على احمدى را با قدرى افزون از روايات و متون به اقتضاى مورد مىآوريم . امّا پاسخ ايراد نخست ، ملا على قارى در شرح خود بر كتاب الشفا نوشتهء قاضى عياض به نقل از كتاب النوادر ، نوشتهء ابو زيد اصمعى از يحيى بن عمر نقل كرده است كه گفت : قريش واژهء « اب » را در كنيه تغيير نمىداد ، بلكه در همهء حالات اعم از نصب ، رفع و جر ، همواره به صورت مرفوع « ابو » مىآورد . 6 . در كتاب النهاية فى غريب الحديث نوشتهء ابن اثير جزرى و كتاب شرح الشفاء ملا على قارى آمده : « پيامبر ( ص ) در نامه‌اى به مهاجر بن اميّه ، نوشت : مهاجر بن ابو اميّه » . آن دو در ادامه گفته‌اند : از آنجا كه ابو اميّه به كنيه مشهور بود ، و جز آن نام معروف ديگرى نداشت ، رسول خدا ( ص ) از او به كنيه ياد فرمود . ملا على قارى ، مثالى در اين باره آورده است . او مىگويد : چنان كه فى المثل مىگويند : على بن ابو طالب . در اينجا به مناسبت سخن زمخشرى را مىآوريم كه گفته است : پيامبر ( ص ) به وائل بن حجر نوشت : من محمّد رسول اللّه الى المهاجر بن ابو اميّه انّ وائل . . . از اين جهت ابو اميّه را در حالت جرّى به