السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

466

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

و خزرج پيدا كردند و بزرگان و نيرومندان اين دو قبيله پشتيبان آنان شده و از رسول خدا ( ص ) دفاع مىنمودند ، همانطور كه از جان و مال و خانواده خود دفاع مىكردند و اسلام به داخل تمامى خانه‌هايشان نفوذ كرده بود و به وجود همين دو قبيله عليه عده قليلى كه هنوز به شرك خود باقى بودند ، قدرت‌نمايى مىكرد و مشركين جرأت علنى كردن مخالفت خود را نداشتند . به همين سبب براى اين كه از شرّ مسلمانان ايمن بمانند به دروغ اظهار اسلام مىكردند ، در حالى كه در باطن كافر بودند و هر وقت فرصت مىيافتند ، عليه اسلام دسيسه و نيرنگ به كار مىبردند . وجه اين كه گفتيم : اين دليل درست نيست ؛ اين است كه علت و منشأ نفاق منحصر در ترس و طمع نيست تا بگوييم هر جا مخالفين انسان نيرومند شدند و يا زمام خيرات به دست آنان افتاد ، از ترس نيروى آنان و به اميد خيرى كه از ايشان به انسان برسد نفاق مىورزد ، و اگر گروه مخالف چنان قدرتى و چنين خيرى نداشت ، انگيزه‌اى براى نفاق پيدا نمىشد ، بلكه بسيارى از منافقين را مىبينيم كه در مجتمعات بشرى دنبال هر دعوتى مىروند و دور هر ناحق و صدايى را مىگيرند ، بدون اين كه از مخالف خود هر قدر هم نيرومند باشد ، پروايى بكنند . نيز اشخاصى را مىبينيم كه در مقام مخالفت با مخالفين خود برمىآيند ، و عمرى را با خطر مىگذرانند و به اميد رسيدن به هدف بر مخالفت خود اصرار هم مىورزند تا شايد هدف خود را كه رسيدن به حكومت است ، به دست آورده ، نظام جامعه را در دست بگيرند ، و مستقل در اداره آن باشند و در زمين غلو كنند . رسول خدا ( ص ) هم از همان اوائل دعوت فرموده بود كه اگر به خدا و دعوت اسلام ايمان بياوريد ، ملوك و سلاطين زمين خواهيد شد . « 1 » علّامه در جاى ديگر مىگويد :

--> ( 1 ) . الميزان ، 19 / 289 .