السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

465

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

در ذيل جملهء ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا . . . « 1 » بدان اشاره نموديم و همچنان كه از لحن آياتى نظير آيهء : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ ، « 2 » نيز امكان چنين ارتداد و چنين نفاقى استفاده مىشود . و نيز آن افراد از مشركين مكّه كه در روز فتح ايمان آوردند ، چگونه ممكن است ، اطمينانى به ايمان صادق و خالصشان داشت ؟ با اين كه بديهى است ، همهء كسانى كه حوادث سال‌هاى دعوت را مورد دقّت قرار داده‌اند ، مىدانند كه كفار مكّه و اطرافيان مكّه و مخصوصا صناديد قريش هرگز حاضر نبودند به پيامبر ايمان بياورند و اگر آوردند به خاطر آن لشكر عظيمى بود كه در اطراف مكّه اطراق كرده بود و از ترس شمشيرهاى كشيده بر بالاى سرشان بود و چگونه ممكن است ، بگوييم در چنين جوّى نور ايمان در دل‌هايشان تابيده و نفوسشان داراى اخلاص و يقين گشته و از صميم دل و با طوع و رغبت ايمان آوردند ، و ذره‌اى نفاق در دل‌هايشان راه نيافت ؟ و ثانيا اين كه ، استمرار نفاق تنها تا نزديكى رحلت رسول خدا ( ص ) نبود ، و چنان نبوده كه در نزديكىهاى رحلت نفاق منافقين از دل‌هايشان پريده باشد ، بله هيچ دلالتى ندارد . و آن دليل اين است كه منشأ نفاق ، ترس از اظهار باطن يا طمع خير است و پيامبر و مسلمانان آن روز كه در مكّه بودند و هنوز هجرت نكرده بودند ، قوت و نفوذ كلمه و دخل و تصرف آن چنانى نداشتند كه كسى از ايشان بترسد يا طمع خيرى از آنان داشته باشد و به اين منظور در ظاهر مطابق ميل آنان اظهار ايمان كنند و كفر خود را پنهان بدارند ؛ چون خود مسلمانان در آن روز توسرىخور و زيردست صناديد قريش بودند . مشركين مكّه يعنى دشمنان سرسخت آنان و معاندين حق هر روز يك فتنه و عذابى درست مىكردند ، در چنين جوّى هيچ انگيزه‌اى براى نفاق تصور نمىشود . به خلاف بعد از هجرت كه رسول خدا ( ص ) و مسلمانان ياورانى از اوس

--> ( 1 ) . منافقون ( 63 ) : 3 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) : 54 .