السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
443
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
خانه گريختند ، چنان كه گوسفند مىرمد . چون به او نگريستند ، دريافتند كه على است . پرسيدند : تو على هستى ؟ گفت : من على هستم . گفتند : هدف ما تو نبودى . يارت چه كرد ؟ فرمود : از او چيزى نمىدانم . « 1 » 3 . قريش در جستجوى پيغمبر ( ص ) قريش براى پيدا كردن پيامبر ( ص ) ، به سرعت جاسوسان خود را بسيج كرد و آنان براى انجام اين مأموريت بر شتران رام و سركش ، سوار شدند و جاى پاى حضرت را بردند تا به نقطهاى رسيدند كه ابو بكر به او ملحق شده بود . ردشناس گفت : كسى كه در جستجوى او هستيد ، در اينجا مرد ديگرى به او پيوسته است . قريش رد را بردند تا به در غار رسيدند . امّا خداوند آنان را از ورود به غار بازداشت . بدين ترتيب كه عنكبوتى بر در غار تار تنيده و كبوترى تخم گذاشته بود . قريش از ديدن تار عنكبوت و تخم كبوتر ، به اين نتيجه رسيد كه غار متروك است و احدى وارد آن نشده است و گرنه تار عنكبوت پاره مىشد و تخم كبوتر مىشكست و كبوتر وحشى بر در غار آرام نمىگرفت . « 2 » على ( ع ) تا شب صبر كرد . آنگاه در تاريكى شب ، همراه هند بن ابى هاله ، در غار ثور به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد . حضرت به هند فرمود كه دو شتر براى او و همراهش خريدارى كند . ابو بكر گفت : اى پيغمبر خدا ؛ من دو شتر براى خود و شما آماده كردهام تا با آن به يثرب برويد . پيامبر ( ص ) گفت : هر دو يا يكى را قبول نمىكنم ، مگر اين كه بهايش را بگيرى . ابو بكر گفت : پس مال
--> ( 1 ) . امالى طوسى ، 2 / 82 - 83 . ( 2 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 328 ؛ سيره حلبى ، 2 / 37 ؛ البداية و النهايه ، 3 / 181 - 182 .