السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
434
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
مكّه محتاج بود كه مكّه به دعوت اسلامى . بنابراين ضرورت داشت جايى به عنوان پايگاه اين دعوت انتخاب شود كه علاوه بر نزديكى ، بتوان از آنجا اوضاع مكّه را زير نظر داشت و نوعى فشار سياسى و اقتصادى و حتى نظامى به وقت لزوم بر آن وارد ساخت . مدينه همان جايى بود كه مقدمات و لوازم اعمال چنين فشارى در آن موجود بود . مدينه مىتوانست به دليل قرار داشتن در مسير كاروانهاى بازرگانى و تجارى قريش ، مكّه را از نظر اقتصادى در فشار قرار دهد . خصوصا كه منبع تأمين معاش مردم كه در درجهء نخست ، تجارت و مبادلات بازرگانى بود . 2 . پيش از اين ديديم كه هجرت به مدينه تنها راه حل ممكن فراروى پيامبر ( ص ) بود . هجرت به طايف فايدهاى نداشت . مردم اين شهر تحت تأثير پيوندهاى اقتصادى خويش با مكّه بودند و به خوبى مىدانستند كه تا چه اندازه به بازارهاى مصرف مكّه محتاج هستند . ساير قبايل عرب قدرتى در خود نمىديدند تا بخواهند از پيامبر ( ص ) و مسلمانان حمايت و دفاع كنند و پناه بردن به آنان جز فزونى مشكلات ، دستاوردى براى حضرت نداشت . يمن ، ايران ، روم ، شام و ساير مناطق ، زير سلطه دو ابرقدرت بزرگ آن روزگار بودند كه با هجرت به اين سرزمينها جز مشكلات و خطرات هولناك بهرهاى عايد پيامبر ( ص ) و دعوت توحيدى نمىشد . برخورد كسرى با نامه پيامبر اكرم ( ص ) و مأموريتى كه براى نابودى اسلام به فرماندار ايرانى يمن داد ، بهترين دليل بر اين نكته است كه اين مناطق نمىتوانست در فهرست اماكن مناسب براى هجرت مسلمانان قرار گيرد . حبشه نيز به لحاظ موقعيت جغرافيايى علاوه بر اين كه از مكّه فاصله زيادى داشت ، نظر به واقعيتهاى اجتماعى ، سياسى ، انسانى و نژادى و نيز به عنوان يك كشور افريقايى نمىتوانست رهبرى يك برنامهء اصلاحى جهانى را در هيچ يك از زمينههاى اقتصادى ، سياسى ، نظامى و حتى فكرى و اجتماعى بر عهده