السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
407
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
فصل پنجم دعوت قبايل و بيعت عقبه 1 . خشكسالى و دعاى پيغمبر ( ص ) فشارهاى سخت و توانفرسايى كه در آن روزهاى غمانگيز بر پيامبر اكرم ( ص ) وارد مىشد ، موضعگيرى منفى قبيلهء ثقيف و گستاخى قريش در آزار و اذيّت رسول خدا ( ص ) ، پيامبر رحمت را چنان در تنگنا قرار داد كه لب به نفرين گشود . خشكسالى سخت و سهمگينى مردم مكّه را در تنگنا قرار داد . چنان كه به خوردن گوشت سگ و مردار ، خون و پوست خشكيده ، استخوانهاى سوخته و گوشت مردگان زير خاك روى آوردند و مادران ، فرزندان و گوشه خود را براى سدّ جوع توان فرسا خوردند . با آمدن سال يازدهم ، ابو سفيان به پيامبر ( ص ) پناه آورد و گفت : اى محمّد ؛ تو خود بر پيوندهاى خويشاوندى تأكيد نمودهاى . قوم و قبيله تو از گرسنگى هلاك شدند . اينك برايشان دعا كن . پس رسول خدا ( ص ) دعا فرمود . با دعاى آن حضرت ، عذاب و رنج طاقتفرساى مردم بر طرف شد . خداوند فرمود : إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ « 1 »
--> ( 1 ) . دخان ( 44 ) : 15 .