السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

408

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

ما اين عذاب را اندكى از شما برمىداريم ( ولى ) شما در حقيقت باز از سر مىگيريد . آمدن ابو سفيان به نزد پيامبر ( ص ) تأكيد بر اين مطلب است كه مشركان ، به حقّانيت آيين حضرت اعتقاد داشتند ، امّا از روى استكبار ، برترىطلبى ، سركشى و حفظ امتيازهاى ظالمه خويش انكار مىكردند . از سوى ديگر پاسخ مثبت پيامبر ( ص ) به درخواست ابو سفيان فقط به خاطر پيوندهاى خويشاوندى نبود ، چرا كه پيوند حقيقى همهء انسان‌ها ، اسلام است و بر همين اساس همگان با هم برادر مىشوند . رسول خدا ( ص ) مىخواست دليل ديگرى بر حقّانيت آيين خويش در اختيار او قرار دهد و حجّت را بر وى و مردم قريش كه شاهد ماجرا بودند ، تمام كند . از سوى ديگر به كسانى كه مصالح دنيايى چندانى ندارند ، فرصت دهد تا به دور از جوّ ساختگى و فضاى متلاطم و كاذب جامعه ، در اين باره انديشه كنند . 2 . دعوت قبايل رسول خدا ( ص ) فرصت را در موسم حج غنيمت مىشمرد و آيين خود را به تك‌تك قبايل عرضه مىكرد تا با پذيرش اسلام ، در زمينهء نشر و تأييد و حمايت و يارى آن بكوشند . هرگاه مىشنيد ، مسافرى صاحب نام و شرف ، وارد مكّه شده است ، به هر طريقى به سراغ او مىرفت و او را به اسلام دعوت مىكرد . عمويش ابو لهب همواره به دنبالش روان بود و از مخاطبان وى مىخواست كه به سخنانش گوش ندهند و از او پيروى نكنند . چنان كه برادرزاده‌اش را به جنون و جادو ، و شعر و شاعرى متهم مىكرد . در اغلب اوقات مردم سخنان قريش را مىپذيرفتند : به خاطر ترس از نفوذ و قدرت قريش يا حفظ مصالح و پيوندهاى اقتصادى خود در مكّه خصوصا در موسم حج و بازار عكّاظ . چنان كه اقدامات تخريبى ابو لهب در اين ميان بيشترين تأثير را داشت . چه او عموى پيامبر ( ص ) بود و از همگان بيشتر او