السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
382
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
خدا ( ص ) در بين ايشان است ، خداى تعالى از فرستادن معجزه امتناع مىكند ، كه در اين فرض آيه شريفه با فرستادن آيت « شق القمر » و « پيروزى بدر » و تأخير عذاب تا آن جناب از ميان آنان بيرون شود ، منافاتى نداشته ، و دلالتى بر امتناع از آن ندارد و چگونه ممكن است بر آن دلالت كند با اين كه خداى سبحان تصريح كرده به اين كه داستان بدر خود آيتى بوده ، و كشته شدن كفار در آن واقعه هم عذابى بوده است . يا اين است كه فرستادن آيت وقتى است كه لغو نباشد ، و اگر لغو بود خداى تعالى از فرستادن آن امتناع مىنمود و چون كفار مكّه مجبور و سرشته بر تكذيب بودند ، براى آنان آيت و معجزه نخواهد فرستاد كه در اين هم آيهء شريفه با فرستادن معجزه و تأخير عذاب كفار تا بعد از هجرت رسول خدا ( ص ) منافاتى ندارد . چون در اين فرض فرستادن آيت لغو نيست ، بلكه فايدهء احقاق حق و ابطال باطل دارد . پس چه مانعى دارد كه آيت شق القمر هم از آيات و معجزاتى باشد كه خدا نازل كرده ، و فايدهاش اين باشد كه كفار را به جرم تكذيبشان عذاب كند ، البته بعد از آنكه مانع عذاب بر طرف شده باشد ، يعنى رسول خدا ( ص ) از ميان آنان بيرون رفته باشد ، آن وقت ايشان را در جنگ بدر نابود كند . و امّا اين كه استدلال كردند به آيهء « قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا » « 1 » بر اين كه هيچ معجزهاى به پيشنهاد مردم صورت نمىگيرد ، در پاسخ مىگوييم : مفاد آيهء شريفه اين نيست كه خداى سبحان نبوت رسول خدا ( ص ) را به وسيلهء معجزه تأييد نمىكند ؛ چون مفاد آن ، اين است كه بگو من از آنجا كه يك بشر هستم كه از ناحيهء خدا فرستاده شدهام ، از ناحيهء خود قدرتى براى آوردن معجزه ندارم .
--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) : 93 .