السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

363

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

صاحبان مجد و شرافت ، و عزّت و نجابت ، شوكت نگيرد ؛ قطعا با عمر بن خطّاب كه در سفر شام با وليد بن صغيره برده ناچيزى بيش نبود ؛ « 1 » شوكت نخواهد گرفت . خصوصا كه در قبيله خود هرگز سمت سرورى و رياست نداشت . « 2 » در مدتى كه در محضر رسول خدا ( ص ) بود ، اصلا از وى مواضع شجاعانه و حماسى ديده نشد ، بلكه برعكس بارها به تصريح شمار زيادى از مورّخان و محدّثان ، از صحنه نبرد گريخت . چنان كه در احد ، حنين و خيبر پا به فرار گذاشت . 2 . هر چه باشد ، چه عمر پيش از محاصره مسلمانان در شعب ابى طالب مسلمان شده باشد و چه پس از آن ، هرگز با ورود وى به حوزهء مسلمانى تفاوتى در وضعيت مسلمانان نمىبينيم ، بلكه عكس اين مطلب درست است . چنان كه وقتى پيامبر ( ص ) از طايف بازگشت ، با تحمل مصائبى چند توانست وارد مكّه شود . در اين هنگام عمر هيچ كمكى به آن حضرت نكرد . 3 . بخارى و ديگران از پسر عمر روايت كرده‌اند كه مىگفت : هنگامى كه عمر از ترس جان خود در منزل پنهان شده بود ، ناگهان عاص بن وائل وارد خانه شد . . . تا اين كه مىگويد : عاص گفت : عمر ؛ ترا چه مىشود ؟ گفت : خويشان تو گمان مىبرند كه اگر مسلمان شوم ، مرا خواهند كشت . عاص گفت : به تو دست نخواهند يافت . وى اين عبارت را پس از پناه دادن به عمر گفت . سپس روايت بيان مىكند كه عاص مردم را از ضربه زدن به عمر بازداشت . ذهبى اين جمله را از عمر افزوده كه گفت : من از شكوه عاص تعجّب كردم . « 3 »

--> ( 1 ) . المنمق ، 147 . ( 2 ) . ربيع الابرار ، 1 / 707 . ( 3 ) . بنگريد : صحيح بخارى ، 5 / 60 - 61 ؛ نسب قريش ، 409 ؛ تاريخ عمر بن خطّاب ، 26 .