السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
262
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
فرمود : هر كه على را دشنام دهد ، مرا دشنام داده است . « 1 » 2 . عروة بن زبير : او مىگفت : نزد عبد اللّه بن عمر آمدم و به او گفتم : ابو عبد الرحمن ؛ ما نزد پيشوايان خود مىنشينيم . آنان سخن مىگويند . در حالى كه مىدانيم سخن حق ، چيز ديگرى است ، آنان را تأييد مىكنيم ؛ آنان به ستم قضاوت مىكنند و ما آنان را تقويت و كارشان را تحسين مىكنيم . نظر تو در اين باره چيست ؟ پاسخ داد : برادرزاده ؛ ما ، در زمان رسول خدا ( ص ) اين كار را نفاق مىدانستيم ، امّا نمىدانيم كه شما چه مىگوييد ؟ « 2 » بدين ترتيب عروه پيشوايان ستمگر را امام مىدانست و پسر عمر كار او را نفاق توصيف كرد . اسكافى او را از آن دسته از تابعان شمرده كه اخبار زشتى درباره على ( ع ) مىساخت و مردم را براى نقل آن تشويق مىكرد . « 3 » عبد الرزاق از معمّر روايت كرده كه گفت : زهرى دو حديث از عروه از عايشه در طعن على ( ع ) داشت . روزى از او دربارهء آنان سؤال كردم . گفت : تو با آنان و حديثشان چه مىكنى ؟ من آن دو را دربارهء بنى هاشم ، متّهم مىدانم . « 4 » هرگاه از على ( ع ) نام برده مىشد ، عروه از آن حضرت بدگويى مىكرد . « 5 » از سوى ديگر ثابت نشده كه زهرى از عروه روايت شنيده باشد . در حالى كه اهل حديث بر آن اتّفاق نظر دارند . « 6 » 3 . عايشه : عايشه با على ( ع ) دشمنى كرد و با او جنگيد . زهرى او و
--> ( 1 ) . مستدرك حاكم ، 3 / 121 . ( 2 ) . السنن الكبرى ، 8 / 165 ؛ الترغيب و الترهيب ، 4 / 382 . ( 3 ) . صفة الصفوة ، 2 / 85 . ( 4 ) . قاموس الرجال ، 6 / 299 ؛ شرح نهج البلاغه ، 4 / 64 . ( 5 ) . الغارات ، 2 / 576 . ( 6 ) . تهذيب التهذيب ، 9 / 450 .