السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
261
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
را به اختصار يادآورى مىكنيم ؛ أ . سند روايات مهمترين سند اين روايات ، سندى است كه در كتابهاى صحيح بخارى ، صحيح مسلم و ديگر مجامع روايى مهمّ آنان از زهرى ، از عروة بن زبير و از عايشه نقل شده است ؛ در اينجا به اشارهء مختصرى دربارهء احوال آنان بسنده مىكنيم ؛ 1 . زهرى : وى از ياران ستمگران و از جمله كسانى بود كه به ظالمان اعتماد و تكيه داشت . « 1 » زهرى عامل و كارگزار امويان بود . « 2 » علّامهء شوشترى مىگويد : زهرى كاتب هشام بن عبد الملك و آموزگار فرزندانش بود . « 3 » ثقفى او را از فقهاى كوفه برشمرده كه از اطاعت على ( ع ) بيرون رفتند و با آن حضرت عداوت و كينه داشتند و مردم را از اطراف او دور كردند . « 4 » او و عروه در مسجد مدينه مىنشستند و از على ( ع ) بدگويى مىكردند . هنگامى كه امام سجاد ( ع ) شنيد ، به مسجد آمد و بالاى سرشان ايستاد و گفت : عروه ؛ پدرم با پدر تو اختلاف داشت . كار به داورى كشيد . داور به نفع پدرم رأى داد ، امّا تو زهرى ؛ اگر من و تو با هم در مكّه بوديم ، خانهء پدرت را به تو نشان مىدادم . « 5 » بدين ترتيب نمىتوانيم به اعوان و انصار ستمگران و دشمنان على ( ع ) اعتماد كنيم . چگونه چنين كارى ممكن است ، در حالى كه پيامبر اكرم ( ص )
--> ( 1 ) . بنگريد : سفينة البحار ، 1 / 572 ؛ معجم رجال الحديث ، 16 / 182 . ( 2 ) . كشف الغمّه ، 2 / 317 . ( 3 ) . قاموس الرجال ، 6 / شرح حال زهرى . ( 4 ) . الغارات ، 2 / 558 . ( 5 ) . شرح نهج البلاغه ، 4 / 102 ؛ الغارات ، 2 / 578 .