السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
260
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
مىكرد . « 1 » 9 . پيامبر ( ص ) با مسرّت و شادمانى به نزد خانوادهاش بازگشت و مطمئن بود كه امر عظيمى روى داده است . وقتى وارد شد ، به خديجه گفت : آيا آنچه را پيش از اين گفتم ، در خواب ديدهام ؛ به تو نشان دهم ؟ جبرئيل به من اعلام كرد كه پروردگارم او را به نزد من فرستاده است . سپس آنچه را كه از ناحيه خداوند به او رسيده بود و نيز آنچه شنيده بود ، به خديجه گفت . خديجه او را بشارت داد و گفت : ترا مژده باد ؛ به خداى سوگند ؛ خداوند جز به نيكى با تو رفتار نمىكند . آنچه از فرمان خدا به تو رسيده ، بپذير كه حق است ، ترا بشارت كه حقيقتا رسول خدا هستى . سپس نزد عدّاس نصرانى ، غلام عتبة بن ربيعه ، رفت كه مردى از اهالى نينوا بود . از عدّاس دربارهء جبرئيل پرسيد . عدّاس از ذكر نام جبرئيل در اين سرزمين تعجّب كرد . او به خديجه گفت : جبرئيل ، امين خداوند به نزد پيامبران است . سپس خديجه به نزد ورقة بن نوفل رفت . . . « 2 » اين ، اندكى از انبوه روايات و گفتههاى درهم و ضد و نقيضى بود كه دربارهء آغاز وحى گفتهاند و مىگويند . در پى ، برخى از اشكالات مطرح در اين سخنان را به اختصار و ايجاز بيان خواهيم كرد . 2 . بررسى روايات آغاز وحى در اين فرصت اندك نمىتوانيم همهء اشكالات و اشتباهات اين سخنان را بيان كنيم . انجام چنين امر مهمّى نياز به فرصت دراز و تأليف جدا دارد . با وجود اين در انجام مأموريت خويش در دفاع از مقام مقدس رسالت نكتههايى
--> ( 1 ) . المصنّف ، 5 / 323 . ( 2 ) . البداية و النهايه ، 3 / 13 .