السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
232
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
بين سه كار مخيّر كن و چهارمى شمشير بنيانكن است . تو يا پسر عمر بين من و او حكم باشيد يا حق مرا به رسميت بشناسد يا اين كه آن را از من بخرد . در غير اين صورت ، سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست ، براى حلف الفضول فرياد خواهم زد . « 1 » 3 . ابو الفرج روايتى آورده كه در آخر آن آمده ، هنگامى كه معاويه ناراحتى خود را از اين كه امام حسن ( ع ) با وجود اين كه در مدينه است ، ولى به ملاقات او نيامده ، اظهار كرد ؛ عبد اللّه بن زبير او را به كشتن امام حسن ( ع ) توصيه نمود . معاويه نپذيرفت . عبد اللّه بن زبير گفت : امّا به خداى سوگند ! من و او در حلف الفضول يد واحدى عليه تو هستيم . معاويه گفت : تو كه هستى ؟ من به تو و حلف الفضول كارى ندارم . . . « 2 » اين متون خصوصا گزارش اخير نشان مىدهند كه معاويه و قوم او در حلف الفضول نبودهاند و به همين علّت پسر زبير به او تعريض مىزند . از سوى ديگر از اين مطالب به دست مىآيد كه ابو هريره و امثال او مىخواهند به هر طريقى شده ، حضور امويان را در حلف الفضول به عنوان بهترين پيمان عرب ثابت كنند و اجازه ندهند چنين فضيلتى از آنان فوت شود ، امّا سخنان مورّخان و حوادث تاريخى حضور آنان را در اين پيمان به كلّى تكذيب مىكند . ب . اهداف و انگيزههاى حلف الفضول لازم مىدانيم در پايان بحث حلف الفضول به انگيزه امضا كنندگان اشاره كنيم . شايد بتوان از لابلاى متون تاريخى انگيزهء آنان را در موارد زير خلاصه كرد ؛
--> ( 1 ) . الاوائل ، 1 / 73 - 74 ؛ الاغانى ، 16 / 68 . ( 2 ) . الاغانى ، 8 / 180 .