السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

204

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

در حالى كه در اين مورد ، وضع چنين نيست ، بلكه روايت از ابو هريره و ديگر كسانى است كه نمىتوان به آن‌ها اعتماد كرد . 11 . سفر دوم پيامبر ( ص ) به شام مىگويند : پيامبر ( ص ) براى بار دوم در سن بيست سالگى به شام مسافرت كرد . « 1 » اين سفر ، يك سفر تجارتى بود كه به پيشنهاد ابو طالب براى خديجه انجام شد . هنگامى كه روزگار بر آنان سخت شد و سال‌هاى دشوارى را تجربه مىكردند ، ابو طالب پيشنهاد كرد كه همانند ديگران اموالى از خديجه بگيرد ، امّا پيامبر ( ص ) حاضر نشد خود را به خديجه عرضه كند . هنگامى كه خديجه از اين گفتگو باخبر شد ، خود اقدام كرد و دو برابر اموالى كه به ديگران مىداد ، در اختيار حضرت گذاشت ، زيرا پيامبر ( ص ) را به امانت‌دارى ، راست گويى و اخلاق كريمانه مىشناخت . مطابق روايت برخى ، ابو طالب خودش با خديجه در اين باره صحبت كرد . خديجه شادمانى و تمايل خود را به اين كار اظهار داشت و آنچه اجرت مىخواست ، به او داد . پيامبر ( ص ) با اموال خديجه به شام رفت و چند برابر ديگران سود كرد . در اين سفر برخى كرامات از آن حضرت ديده شد . هنگامى كه كاروان بازگشت ، ميسره غلام خديجه كه همراه پيامبر ( ص ) بود ، داستان را به خديجه گزارش كرد . او نيز علاوه بر گزارش ميسره ، آنچه را خودش از پيامبر ( ص ) ديده بود ، به ورقة بن نوفل كه پسر عمويش بود - و البته ما ، در اين باره ترديد داريم - خبر داد . ورقه به او گفت : اگر آنچه گفتى ، درست باشد ، بدان كه او پيغمبر اين امّت است . « 2 »

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، 16 / 9 ؛ كشف الغمّه ، 2 / 135 : سفر تجارتى او به بازار حبشه در تهامه بود . ( 2 ) . بنگريد : البداية و النهايه ، 2 / 296 ؛ سيره حلبى ، 1 / 136 .