السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

164

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

ايران و روم به فكر سيطره بر شبه جزيرهء عربى نباشند . از اين رو چندان تحت تأثير آموزه‌ها و اديان اين كشورها قرار نگرفت . چنان كه يهوديان هم از دست حاكمان رومى گريختند و به شبه جزيرهء عربى آمده ، در مناطقى چون يثرب ساكن شدند . اين وضعيت موجب پيدايش دولت‌هاى كوچك قبيله‌اى شد . در اين نظام قبيله‌اى ، هر قبيله يك حاكم داشت و هر قدرتمندى بر ديگران فرمانروايى مىكرد . 3 . زندگانى سخت ، نظام قبيله‌اى و نبود موانع دينى يا وجدانى قوى ، قبايل عرب را به غارت‌گرى و چپاول يكديگر وامىداشت . آنان غارت‌گرى را وسيله‌اى براى زندگى ، تحميل سيطره و قدرت خويش بر ديگران يا خون‌خواهى و انتقام‌گيرى از ديگران قرار داده ، با استيلاى بر ساير قبايل ، اموال آنان را به يغما مىبردند ، زنان و كودكانشان را اسير و تا آنجا كه مىتوانستند ، مردانشان را مىكشتند . قبايل مغلوب نيز در كمين فرصت بودند تا روزى از غارت‌گران به همان نحو انتقام بگيرند و اين وضع همچنان ادامه داشت . از اين رو طبيعى بود كه افراد يك قبيله نسبت به هم احساس همبستگى كنند و همواره در كنار هم باشند ، خواه بر حق بوده و خواه ناحق . از سوى ديگر قبيله نيز مسئوليت هرگونه جرم و جنايت افراد خود را بر عهده مىگرفت و از آنان به طور كامل حمايت مىكرد . چنان كه اخذ ثار از ديگر افراد قبيله براى خون‌خواهان كفايت مىكرد . 2 . شهرنشينى در شبه جزيرهء عربى هرچند شهرنشينان از بيابان‌گردان پيشرفته‌تر بودند ، امّا اين پيشرفت آن قدر نبود كه تفاوت محسوسى بين دو گروه به وجود آورد ، بلكه از نظر شيوه انديشه ، مفاهيم ، عادات و سنن ، شيوه‌هاى زندگى و بدوىگرى با هم شباهت‌هايى داشتند . از سوى ديگر اعراب بيابان‌گرد سالم‌تر ، فصيح‌تر ، قدرتمندتر و از نظر روحى ، فكرى و قريحه از خلوص و زلالى بيشترى