عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )

83

شرف النبي ص ( فارسي )

به رسول عليه السلام بفرمود تا از براى او رسنى ساختند از پشم و موى و افسارش از آن ساختند ، و گليمى بياورد و چهار تا بكرد و بر استر افگند و بر نشست و مرا بر نشاند . چون ساعتى برفتيم سر من بجنبانيد و گفت : اى پسر ، اگر جمع شوند اهل آسمان و زمين بر آنكه نفعى به تو رسانند و خداى تعالى آن را ننوشته باشد و تقدير نكرده ، ايشان قادر نباشند بران ، و اگر جمع شوند اهل آسمان و زمين كه ضررى به تو رسانند و خداى تعالى تقدير نكرده باشد ، ترا هيچ گزند نتوانند رسانيد . ابن عباس گفت : من اكنون پس چگونه باشم . رسول عليه السلام گفت بدان كه آنچه به تو نخواهد رسيد البته به تو نرسد ، و آنچه به تو خواهد رسيد از تو در نگذرد . ( 1 ) و خداى تعالى جمع كرده بود در رسول عليه السلام جمله مكارم اخلاق عرب و عجم ، و بر آن نيز زيادت كرده كه ايشان را بود ، و آنچه اسلام بدان آمده است از مكارم اخلاق بيشتر از آنست كه بتوان شمرد . و خداى تعالى داناترست بدانچه برگزيد از براى وحى خود و حرام و حلال و محاسن اخلاق از آدم و حوا تا به پدر و مادر رسول . و او كريم‌تر از جمله مردمان است به نسب ، و ثابت‌ترين مردمان است به اصل و درازترين مردمان به فرع ، و كامل‌ترين مردمان به خلق . و رسول عليه السلام گفت مرا فرستاده‌اند تا تمام كنم مكارم اخلاق . ( 2 ) و اصحاب خود را نيكوتر داشتى a 32 از همه مردمان . و هرگز پيش صحابهء خود پاى فرا نكشيدى و جاى بر كسى تنگ نكردى ، و از براى مردم جاى فراخ كردى الا اگر خود جاى فراخ بودى . و زانوها در پيش زانوى همنشين ننهادى ، و بيشتر كه نشستى روى به قبله بودى . و مردى در مسجد آمد نزديك رسول عليه السلام از براى او تنگ‌تر باز نشست تا او بنشيند . آن مرد گفت : جاى فراخست يا رسول اللّه . رسول گفت : حق مسلمانان بر مسلمانان آنست كه چون بيند كه او مىخواهد كه بنشيند جاى او باز كند . و وقتى دايه‌اى كه رسول را عليه السلام شير داده بود در آمد . رسول عليه السلام رداى